تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
انكشاف غطاء و حدّت بصر ترقى است ، و ظهور احكام اعمال ايشان بر ايشان ترقى است ؛ و شهود انواع تجلّيات اگرچه حقيقت آن را ندانند هم ترقى است ؛ و حصول در برازخ جهنميّه و جنانيّه نيز ترقى است ؛ و ارتفاع عذاب بعد از انتقام منتقم و شفاعت شافعين ترقى است . و اگر مخافت آفت تطويل نبودى هرآينه مراتب ترقيات در آخرت على طريق التفصيل مذكور شدى . لكن القليل يدلّ على الكثير و الجفنة تنبئ عن البيدر الكبير . و اين سخن منافى نيست قول الهى را كه
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
چه مراد از « عمى » در آيت عما از معرفت حقّ است و حقّ هميشه متجلّى است و محجوب ازو در عماست ، چون انكشاف ميسّر شود مرتفع شود عمى نسبت با دار آخرت و نعيم و جحيم و احوالش . اما عمى به نسبت با معرفت حقّ مرتفع نمىگردد و چون اين انكشاف و ترقى به فضل و رحمت سبحانى است نه به عمل انسانى اين كلام قول رسول عليه السلام را نيز كه فرمود : « إذا مات ابن آدم انقطع عنه عمله » منافى نيست . و من أعجب الأمر ( الأمور - خ ) أنّه فى التّرقى دائما « 1 » و لا يشعر بذلك للطافة
هامش
( 1 ) - اين امر أعجب ، ناظر به امر مبرم و حكم حكيم « تجدد امثال است » كه در صحف عرفانى و در حكمت متعاليه اهميّت بسياربسيار بسزا دارد . نكته 13 كتاب هزار و يك نكته در طايفه‌اى از تجدد امثال است ؛ و در شرح عين پانزدهم « سرح العيون في شرح العيون » در بيان حركت حبّى و تجدّد امثال و فرق هريك با حركت جوهرى بحث كرده‌ايم ؛ و به خصوص كتاب « گشتى در حركت » به تفصيل مستوفى ، حاوى مسائل و مطالب هريك از امور ياد شده است . عارف رومى در مثنوى معنوى ناظر به « تجدّد امثال » است كه فرمود :هر زمان نو مىشود دنيا و ما * غافليم از نو شدن اندر بقا هر زمان نوصورتى و نوجمال * تا ز نو ديدن فروميرد ملال عمر همچون جوى نونو مىرسد * مستمرّى مىنمايد در جسد آن ز تيزى مستمر شكل آمده است * چون شرر كش تيز جنبانى بدست-