متجلّى مىشود زيرا كه تجلّى متكرّر نمىشود تا بر يك صورت باشد و مشاهدهكننده تصديق كند به حسب هويّت ، بلكه ظاهر شود آنچه در گمان نبود چنان كه حديث تحوّل بدان ناطق است . ( چنان كه حديث تحوّل ناطق است بر اين - خ ) .
و قد ذكرنا صورة التّرقى بعد الموت « 1 » فى المعارف الإلهية فى كتاب التّجلّيات لنا عند ذكرنا بعض من ( عند ذكرنا من - خ ) اجتمعنا به من الطّائفة فى الكشف و ما أفدناهم فى هذه المسألة ممّا لم يكن عندهم .
مذهب اين است كه بعد از ارتحال از سراى فنا و انتقال به دار بقا بندگان را ترقى حاصل است چنان كه حضرت مولوى - قدّس سرّه - مىفرمايد :
گويند چون ز حبس زمانه برون شديم * زان سو روان نباشد اين جان ما دروغ
گويند چون ظهور حق مر عبيد را بعد از ارتحال به دار آخرت در صور غير معتقده ايشان ترقى است كه ايشان را حاصل مىشود - شيخ قدس سرّه - تأكيد اين معنى مىكند به آنچه در بعضى مكاشفاتش طريق افاده با اكابر اوليا چون جنيد و شبلى و ابو يزيد و غير ايشان - قدس اللّه اسرارهم - مسلوك داشته ، و بدين واسطه آن اكابر را ترقى بعد الموت حاصل شده .
و اين ترقى مخصوص نيست به طايفهاى ، چه عارفان را كه واقفاند بر بعضى تجلّيات ، تجلّيات ديگر نيز حاصل مىشود و به حليهء ترقى متحلّى مىگردند و محجوبان را نيز از مؤمنين و غير مؤمنين ترقى دست مىدهد ، چه
هامش
( 1 ) - ناظر به تكامل برزخى است ، و در آخر فصّ عزيرى نيز بحث از تكامل برزخى در پيش است ؛ آنجا كه گويد : « و انما قيّدناه بالدخول في الدارين الجنّة و النّار لما شرع يوم القيامة . . . » .
سؤالى در تكامل برزخى پيش مىآيد كه تكامل بايد از اعداد ماده و استعداد باشد ، در ماوراى طبيعت كه عارى از ماده و احكام آنست چگونه تكامل صورت مىيابد ؟ !
در جواب اين سؤال بسيار مهمّ ، اصول و امّهاتى در تكامل برزخى در نكته 637 هزار و يك نكته نقل و تقرير و تحرير كردهايم ، رجوع بفرماييد .