ينبّه على حضرة الخيال و استعمالها .
يعنى حقّ تنبيه مىكند بدين قول بر حضرت خيال ، چه آنچه اول منكشف مىشود مؤمن را حضرت خيال است و اين « مثال مقيّد » ست ؛ بعد از آن مرتقى مىگردد به « مثال مطلق » كه آن عالم ارواح است .
و همچنين تنبيه مىكند بر وصول بدين مقام به عبارت « و استعمالها » يعنى استعمال حضرت خياليّه و آن قوّتى است كه در وى ظاهر مىشود صور خياليّه و استعمال او ميسّر نمىشود مگر به تجرد تمام و توجه كلّى قلبى به سوى عالم علوى بىاتباع عقل و استعمال مفكره ، چه عقل هرگاه كه متحرّك مىشود منفتح مىگردد او را طريق فكر و منسد مىگردد بر وى باب كشف بلكه سائر را توجه تام مىبايد بعد از تسكين مفكره به ذكر ، از حركاتش .
و هو
قوله عليه السّلام فى الإحسان « 1 » « أن تعبد اللّه كأنّك تراه »
و اللّه فى قبلة المصلّى فلذلك هو شهيد .
يعنى اين شهود و استعمال چون قول رسول است عليه السلام كه در باب احسان فرمود كه : « احسان آنست كه عبادت حق به مراقبت تامّه و توجّه كلّى چنان كنى كه گوئيا تو مشاهد حقّى » چه مثل اين مراقبت فتح ابواب غيوب مىكند و حاصل مىشود رؤيت عيانيّه و حكم كأنّ كه مبنى از تخمين و مبنى بر حسبان بود مرتفع گردد و به حكم فإن لم تكن تراه در عين نيستى خويش به چشم دوست آنچه مراد اوست ببيند ، و به حكم « و اللّه فى قبلة المصلّى » كه حديثى ديگر است
هامش
- دستور توجّه اصطلاحى اين طايفه عمل مىكند ، بسيار خوبروى مىآورد كه رؤيت مثاليه را در صقع خيال متصل مشاهده مىكند . رساله ما به نام : « انسان در عرف عرفان » را در اين مقام اهميّت بسزا است .
( 1 ) - بحث از احسان در اول فصّ لقمانى همين كتاب نيز بيايد . و نيز در فصل اول فاتحه مصباح الأنس ( چاپ رحلى سنگى - ص 5 ) و نيز در باب 460 فتوحات مكيه و بخصوص باب 558 آن در حضرت احسان مطالبى بسيار شريف در احسان عنوان شده است فراجع .