تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
موجودات در عالم ارواح و اجسام در لطافت و كثافت . و سرّ نسبت تكوين به اعيان و تحقيق آن آنست كه آن اعيان به جهت آنكه عين حق‌اند از روى حقيقت آن اعيان را ظهور و اظهار نفس خود در جميع مراتب وجود به سبب اتصاف آن اعيان به صفات الهى حاصل و واقع است ؛ و از حيثيت آنكه آن اعيان به تعيّن خاص متعيّن شده‌اند استمداد از ذات مطلق بىتعيّن مىنمايند و محتاج اويند و صفات كونيّه و عجز و نقص و ضعف به اشياء ازين جهت منسوب است ، پس نسبت ايجاد و تكوين به اشيا كردن به اعتبار اوّل است كه عين حق بودن است ، و نسبت عجز و فقر و ضعف و مسكنت به اعتبار ثانى كه متعيّن به تعيّن خاص شدن است كه به حسب آن تعيّن ظروف استعدادات اشيا تنگ و ضعيف شده است . شعر :
تعيّن هريكى را كرده محبوس * به جزويّت ز كلّى گشته مأيوس به زير پرده هر ذره پنهان * جمال جان‌فزاى روى جانان
فقام أصل التّكوين على التّثليث أى من الثّلاثة من الجانبين ، من جانب الحقّ و من جانب الخلق . پس قائم شد و مقرر گشت اصل تكوين كه تكوّن اعيان متكوّنه مرادست بر تثليث يعنى ثلاثه از جانبين كه جانب حق و جانب خلق است چنانچه ذكر رفت از جانب حق ذات است و ارادت و قول كن ، و از جانب خلق عين ثابت است ، و سماع آن عين در مقابل ارادت حق ، و قبول امتثال امر موجد به كينونت . ثمّ سرى ذلك فى إيجاد المعانى بالأدلّة : فلا بدّ فى الدّليل أن يكون مركّبا من ثلاثة على نظام مخصوص و شرط مخصوص ، و حينئذ ينتج ، لا بد من ذلك . يعنى چون تثليث سبب فتح باب نتائج در تكوين و ايجاد بود سارى شد آن حكم تثليث در جميع مراتب حتى در ايجاد معانى به ادله ، پس لا بد شد كه دليل مركب از سه چيز باشد بر نظام خاص و شرط خاص تا منتج باشد ، و البته اين چنين مىبايد و خلاف اين منتج نتائج صادقه نمىتواند بود .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 576 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى