تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
ثم ظهرت الفرديّة الثّلاثيّة أيضا فى ذلك الشّىء . يعنى بعد از حصول اشياى ثلاثه مذكوره كه ذات و ارادت و قول است ظاهر گشت سه چيز ديگر از جانب آن شىء كائن تا تأثير به ظهور تواند پيوست . و بها من جهته صحّ تكوينه . يعنى به آن سه چيز حاصل از جانب آن شىء كائن صحيح شد مكوّن گردانيدن آن شىء زيرا كه هرگاه حق تعالى امر به چيزى به قول كن فرمود آن شىء را ، موجود شد ، چه در قابليّت آن شىء اين بود كه به امر كن موجود گردد . يا آنكه تكوين به معنى تكوّن باشد يعنى تكوّن آن شىء صحيح شد ؛ و هر دو معنى به حقيقت يكى است . و اتّصافه بالوجود ، و هى شيئيّته و سماعه و امتثاله أمر مكوّنه بالإيجاد . يعنى صحيح شد تكوّن آن شىء و متصف شدن آن شىء به وجود . و آن سه چيز كه از جانب شىء است اوّل شيئيّت است ، دوم سماع آن شىء است مر امر كن را ، سيم امتثال آن شىء است امر تكوّن به ايجاد را . فقابل ثلاثة بثلاثة : ذاته الثّابتة فى حال عدمها فى موازنة ذات موجدها ، و سماعه فى موازنة « 1 » إرادة موجده ، و قبوله بالامتثال لما أمره به من التّكوين ( لما أمر به من التكوين - خ ) . موازنة قوله كن فكان هو . يعنى مقابل داشت آن شىء مكوّن فرديّت خود را كه قابل است به فرديّت جانب فاعل كه حق است چه اگر اين تقابل نباشد قابل از فاعل متأثر نشود عين
هامش
( 1 ) - بدان كه موازنه در فيض مقدّس است نه در فيض اقدس ، زيرا كه فيض اقدس وجود علمى اشياء خارجى است كه اعيان ثابته آنها است ، و موازنه ثلاثه با ثلاثة در وجود علمى راه ندارد ، به خلاف فيض مقدس كه اتصاف اشياء به وجود خارجى آنها است و موازنه در آنها صحيح است . بند اول « دفتر دل » اشاراتى به « كن » دارد ، از آن جمله اينكه :ز كن اعيان ثابت آمد از غيب * به عين خارجى بىنقص و بىعيب ز كن هردم قضا آيد به تقدير * دهد اسم مصوّر را به تصوير كه دائم خلق در خلق جديد است * كه از هر ذرّه صد حبّ حصيد است