. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . * و ذلك لاختلاف فى المذاهب .
يعنى بودن ركائب از آيات دالّه بر صدق انبياء عليهم السلام به سبب اختلاف در مذاهب است يعنى به سبب تنوّع سلوك و سير الى اللّه ، چه مذهب طريق است كما يقال مذهب الشّافعى أى طريقه الّذى ذهب إليه فيها .
و آن اختلاف مذاهب مستند به اختلاف استعدادات است ، فلهذا بعضى نفوس در سير الى اللّه چنان تيز و ساعى و مجدّاند كه به حكم
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
نظر بر دنيا و آخرت نيز نمىاندازند . و بعضى متحمّل بار تزكيه و تصفيه و تبديل اخلاق سيّئه به حسنه گشته به آهستگى در راه مىروند ، و بعضى به جانب مطلوب حقيقى ركائب نمىرانند و در بيابان هوا و هوس سرگردانند .
فمنهم قائمون بها بحقّ * و منهم قاطعون بها السّباسب
يعنى از اصحاب آن مذاهب طايفهاى قائم شدهاند به سبب آن ركايب و سير و سلوك طريق مستقيم اعتدال به حق ، يعنى نفوس خود را به طاعت و سير الى اللّه به حق قائم گردانيدهاند و در تجلّى حق ، حق را به حق ديده و مستقيم گشتهاند ، و طايفهء ديگر به سبب آن ركائب قطع بيابان و صحراى طلب و استدلال و تحمل مشاق رعايت شرايع و متابعت كاملان در سير الى اللّه را در راه حق برداشته به جانب حق مىروند و قطع منازل و مراحل مىنمايند تا به مقصود رسند .
و سباسب جمع سبسب است ، و سبسب بيابان و صحراست . و آن طايفهء اول كه قائمون بهحقاند جماعتىاند كه امور را چنانچه حق دانستن است دانستهاند و بر آن عمل نموده و سعادت ابدى يافته و مقصود آفرينش حاصل كرده .
و طائفهء دوم كه قاطعان سباسباند آنهايند كه در بيداء طلب و سلوك سرگردانند و حقيقت امر بر ايشان تا غايت ظاهر نشده است و در تحت حكم اسم « الظاهر » اند ، و هنوز از حجاب ظلمانى بالكل خلاص نيستند .
فأمّا القائمون فأهل عين * و أمّا القاطعون هم الجنائب
يعنى امّا آنها كه قائمون بهحقاند واصلان اهل شهودند كه از خودى خود در