به علم اتمّ واقع محظوظ گردى ، بيت :
اينست كمال مرد در راه يقين * در هرچه نظر كند خدا را بيند
چه حضرت إله مطلق اوسع و اعظم از آنست كه محصور گردد به عقدى دون عقدى و صورتى دون صورتى ، چه حق تعالى مىفرمايد كه : فاينما تولوا فثم وجه اللّه يعنى به هر جهت كه روى آريد خدا در آن جهت است ، معين نكرد و نگفت كه در يك جهت است و در جهت ديگر نيست بلكه هيچ جهت و أين نيست كه حق در آن جهت تجلّى و ظهور نكرده .
و ذكر أنّ ثمّ وجه اللّه ، و وجه الشىء حقيقته . فنبّه بهذا قلوب العارفين لئلّا تشغلهم العوارض فى الحياة الدّنيا عن استحضار مثل هذا .
يعنى حق تعالى ذكر كرد يعنى فرمود كه به هر جهت كه روى آريد وجه اللّه در آن جهت ظاهر و متجلّى است و از وجه شىء ، حقيقت آن شىء مرادست ؛ پس حقيقت حق در همه جهت و همه جا باشد .
و به اين آيت تنبيه قلوب عارفان نمود تا از حق و وجوه اسمائى آن حضرت در حال اشتغال به عوارض حيات دنيا غافل نشوند بلكه در حيات دنيا نيز مشاهد حق و وجوه اسمائى آن حضرت باشند تا در جميع احوال و اوقات با حقّ بوده باشند و از آن حضرت محجوب نگردند .
فإنّه لا يدرى العبد فى أىّ نفس يقبض فقد يقبض فى وقت غفلة فلا يستوى مع من يقبض ( قبض - خ ) على حضور .
يعنى حال آنكه بنده نمىداند كه در كدام نفس و وقت قبض روح وى مىكنند ، پس مىبايد كه در جميع احوال با حق باشد تا قبض روح او در وقت غفلت از حق نباشد زيرا كه مساوى نيست كسى كه قبض روح او در حالت حضور با حق باشد با كسى كه قبض روح او در حالت غفلت از حق باشد ، چه آنكه در حالت حضور با حق مقبوض شده متوجه حق است و با حق است ، و آنكه در حالت غفلت از حق مقبوض شده با غيرست و مستحق بعد است ، نعوذ باللّه من ذلك .