تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
در صورت عبد . شعر :
روغن اندر دوغ باشد چون عدم * دوغ در هستى برآورده علم « 1 »
على الشهود حتّى يتميّز العالم من غير العالم .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
. يعنى گردانيدن اين شخص نفس خود را وقايه حق در مذام البته مىبايد كه در محامد و مذام شهود حق داشته باشد و حق را در جميع مظاهر محموده و مذمومه ظاهر بيند تا متميز گردد عالم عارف از كسى كه جاهل به حقيقت امر است ، چه به درستى كه هرگاه كه در همه مظاهر مشاهد حق نباشد پس محجوب باشد به رؤيت غير ، پس داخل در طائفهء مشركان شود . بيت :
سخن ما و من مگو با او * يا تو باشى در آن ميان يا او من و تو عين شرك و تقليدست * چه مناسب به اهل توحيدست
چون به حقيقت علم صحيح آنست كه مركوز در باطن شخص باشد و آن شخص به حسب توجه به جانب آن متذكر آن علم شود فرمود كه :
إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ *
و هم النّاظرون فى لبّ الشّىء الّذى هو المطلوب من الشّىء . يعنى متذكر مىگردند اولو الالباب كه ناظران لبّ و حقيقت شىءاند آن لبّ و حقيقت كه مطلوب از آن شىء فى نفس الأمر آن لب است لا غير ، چه علوم اين طايفه وجدانيات است كه ظاهر مىشود آن علوم بر ايشان هروقت كه دلهاى ايشان صافى مىگردد از كدورات وهم و فكر و خيال و بعد از صفا متذكر مىگردند بر آن علوم كه در آن دلها مركوز بوده و فائض گشته بر ايشان از مقام تقديس به محض موهبت نه به كسب و عمل ، شعر :
هامش
( 1 ) - از دفتر چهارم مثنوى عارف رومى است .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 554 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى