تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
خارج مىشود و به اصطكاك عضلات حلق صوت ازو به ظهور مىپيوندد ، بعد از آن به حسب تقاطع در مراتب حلق و لسان ( و اسنان - خ ) و شفتين حروف ازو ظاهر مىگردد و از تركيب حروف كلمات حاصل مىآيد . همچنين نفس روحانى چون در خارج وجود گيرد و او را تعيّن حاصل شود مسمى گردد به جوهر ، بعد از آن به حسب مراتب و مقامات ظهورش تعينات و حروف و كلمات الهيّه تحقق يابد ، پس صور اعيان همه عالم ظاهر باشد در نفس رحمانى و آن نفس مر صور اعيان را به منزلهء ماده است صور حسيّه را . پس چون حضرت حق ايجاد كرد صور عالم را درين نفس رحمانى و ظاهر گشت سلطنت اسماى الهيّه بر مظاهرش ، صحيح شد نسب الهى يعنى درست گشت نسبت عالم به اللّه به اينكه عالم مالوه است و مربوب و حق إله است و ربّ . فانتسبوا إليه تعالى « 1 » . پس منتسب شدند اهل عالم به حق . فقال : « اليوم أضع نسبكم و أرفع نسبى » أى آخذ عنكم انتسابكم إلى أنفسكم و أردّكم إلى انتسابكم إلىّ . پس رسول عليه السلام به طريق حكايت از پروردگار خويش گفت : امروز از شما بازمىستانم آن انتسابى را كه شما را با انفس و ذوات خويش هست و شما را به خويش منتسب مىسازم تا ذوات شما ذات من باشد و صفات و افعال شما صفات و افعال من ، پس در من فانى شويد و به من باقى گرديد تا درين روز كه عبارت از حال فناست و آن روز قيامت كبرى است بازگرديد بدان حالى كه اول بوديد و سرّ
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
روشن شود و از صرف سلسبيلى ( سلسلى - خ ) چشانم و بعد از فنا به صدر صفهء بقا كشانم تا هر
هامش
( 1 ) - اين انتساب از آن سوى ، اضافه اشراقيه و نوريه است ؛ و از اين سوى امكان فقرى .