تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
پس حق محدود است به حدّ هر محدودى ، يعنى متعيّن است به تعيّن هر متعيّنى از آنكه او عين هر محدود است پس حدّ او حدّ حق باشد . فهو السّارى فى مسمّى المخلوقات و المبدعات . يعنى پس حق است سارى در مسمّاى مخلوقات يعنى حقايق مقرونه به زمان و در مسمّاى مبدعات يعنى حقايق غير مقرونه به زمان . و لو لا الأمر كذلك لما صحّ الوجود ( و لو لم يكن الأمر كذلك ما صحّ الوجود - خ ) . و اگر سريان حق در موجودات نبودى هيچ‌چيز را وجود حاصل نشدى چه هستى هر موجود به نفس خود نيست به حقّ است . بلكه حقّ است ظاهر بدين صورت . فهو عين الوجود . پس حق عين وجود محض است . « فهو
عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ »
بذاته ؛ و لا يئوده حفظ شىء . يعنى چون حقّ عين وجود باشد و وجود به ذات خود محيط جميع اشياست و عليم به احوال همه اشياء و نگاه‌دارنده از انعدام ، پس حق بر هر چيزى حفيظ باشد بدان معنى كه همه اشياء را مىداند و علم او محيط است به حقائقش و حافظ است او را از انعدام ، پس ثقيل نيست حفظ هيچ‌چيزى او را ؛ و مستلزم تعب نيز نى ، چه
هامش
- آرى وجود صمد حق را فقط يك حدّ است و آن اينكه حدّ ندارد . در خطبه رساله « انه الحق » گفته‌ايم : « حق حمد به جميع السنة حامد و محمود ، حق عين وجود است كه صمد حق منزّه از مشاين حدود ، و محدود به حدّ كل محدود است . . . » . وصف صمد به حق بدين نظر است كه در حديث آمده است : « إنّ اللّه تعالى خلق الملائكة صمدا ليس لهم أجواف » اما چون ملائكه ممكن‌اند و غنى مطلق نيستند صمد حق نيستند ، به تفصيلى كه در رساله « أنّه الحق » تقرير و تحرير كرده‌ايم . ( 11 رساله - ط 1 - ص 282 ) . اما وجود صمد حق منزه از مشاين حدود ، محدود به حدّ كل محدود است از اين جهت است كه ماسوايش قائم بدواند و او قائم بر همه و قيّوم همه« بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » *فافهم .