و قد ورد النّصّ الإلهىّ بهذا كلّه .
و حال آنكه نص الهى بدين همه وارد شده ، و تمسّك به نصوص از آن جهت كرد كه ارباب حجاب به قبول اخبار رسول و آيات كتاب مسارعت مىنمايند و اگر نى مسند اين حكم مكاشفه است .
إلّا أنّه تعالى وصف نفسه بالغيرة ، و من غيرته « حرّم الفواحش » .
يعنى ايدى و ارجل و جلود را حيات و نطق است ؛ و ليكن حقّ سبحانه و تعالى غيور است ، نمىخواهد كه اهل حجاب مطلع بر خفيّات اسرار ربّ الأرباب باشند پس حيات و نطق اين اعضا را از غير اهل اللّه ستر كرد و بر دوستان خود از انبياء و اولياء و ورثهء ايشان از اتقياء و اصفياء ظاهر و پيدا و روشن و هويدا ساخت ؛ تا ايشان به امر حق اخبار كنند و مطيع مؤمن از منكر كافر متميّز گردد « 1 » .
و درين كلام تلميح است به حديث نبوى كه :
« إنّ سعدا لغيور و أنا أغير منه و اللّه أغير منّى و من غيرته حرّم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن »
. و فحش از روى لغت عبارت است از ظهور و لهذا مىفرمايد :
و ليس الفحش إلّا ما ظهر و أمّا فحش ما بطن فهو لمن ظهر له .
فحش به معنى فاحش است چنانچه عادل را از براى مبالغه عدل گويند . يعنى نيست فاحش مگر آنچه در عين حسّى ظاهر مىشود . و اما فاحش بودن آنچه باطن است به نسبت با ذاتى است كه مطلع بر بواطن است و هر خفى برو ظاهر است .
فلمّا حرّم الفواحش أى منع أن تعرف حقيقة ما ذكرناه ، و هى أنّه عين الأشياء فسترها بالغيرة .
يعنى چون حضرت الهى محرم ساخت فواحش را كما قال تعالى :
حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ
يعنى منع كرد كه شناخته شود حقيقت آنچه ما ذكر
هامش
( 1 ) - نسخ كتاب « مطلع مؤمن » است كه مطيع به مطلع تحريف شده است . و عبارت قيصرى اين است :
« ليتميّز المطيع المؤمن من المنكر الكافر » ( ط 1 - چاپ سنگى - ص 252 ) .