قرب ميّتى را از ميّتى ، يعنى فرق نكرد سعيد را از شقى در حصول قرب چنان كه در موضع ديگر انسانى را تخصيص نكرد از انسانى و فرمود :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
و ما خصّ إنسانا من إنسان ، آرى بيت :
اگرچه از رگ گردن « 1 » به بنده نزديك است * خداى دور بود از بر خدا دوران
فالقرب الإلهى من العبد لا خفاء به فى الإخبار الإلهى . فلا قرب أقرب من أن تكون هويّته عين أعضاء العبد و قواه ، و ليس العبد سوى هذه الأعضاء و القوى فهو حقّ مشهود فى خلق متوهّم .
يعنى قرب الهى به بنده هم به اخبار الهى پوشيده نيست و خود كدام قرب أقرب از آن تواند بود كه هويّت حقّ عين اعضا و قواى بنده باشد و بنده عبارت از همين اعضا و قواست ، پس به حقيقت بنده حقّ مشهودست در خلق متوهّم ، از آنكه حقّ را در مراياى اعيان تجلّىهاست و به حسب هر مرآتى ظاهر به صورتى :
پس جهان مظهرست و ظاهر دوست * همه عالم پر از تجلّى اوست
فالخلق معقول و الحقّ محسوس مشهود عند المؤمنين و أهل الكشف و الوجود .
و ما عدا هذين الصّنفين فالحقّ عندهم معقول و الخلق مشهود .
پس خلق معقول است و حقّ محسوس و مشهود در نظر مؤمنان كه اهل كشف
هامش
( 1 ) - رگ گردن ، ترجمه وريد است . در تفسير جواهر گويد : « الوريد عرق في باطن العنق . و الحبل :
العرق - اى حبل هو العرق - » .
و در تفسير مراغى آمده است كه : « حبل الوريد عرق كبير في العنق ، و للانسان وريدان مكتنفان بصفحتى العنق في مقدمها ، متّصلان بالوتين يردان من الرأس اليه » .
استاد علّامه شعرانى - شرّف اللّه نفسه - فرموده است : « وريد ، أورطى معرّب آئورت لغت فرانسه است ») etroA (راقم گويد : آئورت ، وتين است و آن شريان اصيلى است كه از زير بطن چپ قلب خارج شود ، و ساير شريانات از او منشعب مىشوند . و خون را به جميع اعضاء بدن مىرساند .