تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
و ما ثمّة ( و ما ثمّ - خ ) من يدبّ بنفسه و إنّما يدبّ بغيره . فهو يدبّ به حكم التبعيّة للّذى هو على الصّراط المستقيم . يعنى نيست در عالم آنكه به نفس خود حركت كند بلكه حركت هر متحركى به غير اوست . پس حركت هر متحركى به تبعيت قيّومى است كه بر صراط مستقيم است . مقصود آنكه هريك از موجودات عينيّه حركت نمىكند مگر به حركت اعيان علميّه ، و اين اعيان نيز متحرّك نمىشود مگر به تبعيّت اسمائى كه بر صراط مستقيم است از آنكه حضرت پروردگار را در غيب ذات از دريچهء هر صفتى از صفات تجلّىاى است خاص از تجلّيات كه اثر آن تجلّى اوّل در صور اسما و صفات كه اعيان ثابته‌اند ظاهر مىشود ، بعد از آن در صور روحيّه آن اعيان ، بعد از آن در صور نفسيّه ، بعد از آن در صور خلقيّه « 1 » . پس اگرچه استناد حركت ظاهرا برين صور است امّا در باطن منتهى مىشود به حق سبحانه و تعالى . پس مبدا حركت اوست و صورت تابع است او را . حاصل آنكه وجودات ما و لوازم ما ظلال وجودات اسماء و مقتضيات اسماست كه آن اسما از غيب مطلق به عالم اعيان و به عوالم ( و به عالم - خ ) جبروتى و ملكوتى و به عالم ملك نازل مىشود و ظاهر مىگردد و به ظهور هويّت
هامش
( 1 ) - در عبارت قيصرى بجاى خلقيه ، حسيّه است : « لا يتحرك كل من الموجودات العينية إلّا بحركة الأعيان العلمية ، و هي بالأسماء التى هي على الصراط المستقيم فإنّ الرب أنما يتجلّى في حضرة غيبيّة بتجلّ خاصّ من حضرة خاصّة فيظهر أثر ذلك التجلّي في صورة ذلك الاسم التي هى العين الثابتة ثم في صورتها الروحية ثم في صورتها النفسية ثم الحسّية . . . » ( ط 1 - ص 243 چاپ سنگى » . و ترجمه آن اينكه : « هريك از موجودات عينيه حركت نمىكند مگر به حركت اعيان علميه ، و اين اعيان علميه حركت نمىكنند مگر به اسمائى كه بر صراط مستقيم‌اند چه اينكه ربّ متعال در حضرتى غيبيّة به تجلّى خاصّ از حضرتى خاص تجلّى مىكند ، پس اثر آن تجلّى در صورت آن اسمى كه عين ثابته است ظاهر مىگردد ، پس از آن ( به ترتيب ) در صورت روحيه آن عين ثابته ، و بعد از آن در صورت نفسيه آن ، و سپس در صورت حسّيه آن ظاهر مىشود » .