تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
فقد عصيته » .
و إن دان لك الحقّ * فقد لا يتبع الخلق
يعنى اگر حق بر تو تجلّى سازد از روى كشف اسرار به اطاعت تو پردازد . گاهى خلق ربقهء تبعيّت را زينت رقبهء خود سازند و به قبول حقايق اسرار و اذعان احكام تجلى پروردگار پردازند چنان كه شيمهء اهل ارادت و ايمان و طريقهء ارباب انقياد و اذعان است به انبياء و اولياء ؛ و گاهى از منهج تبعيّت انصراف جويند و از قبول اسرار الهى و انقياد احكام تجلى امتناع ورزند چنان كه ديدن كافران و منكران اهل اللّه و بىخبران مطرودان از درگاه إله است . و سبب اين امتناع امتناع اعيان ايشان است در غيب از نور حق و اباى ايشان از قبول فيض از جناب مطلق ، چه بر ايشان ظاهر نمىشود مگر آنچه در اعيانشان مكنون است . يا معنى بيت آن باشد كه اگر طاعت تو كند حق ظاهر در صورت تو گاهى خلق به انقياد تو تن در دهند به حكم مناسبتى كه ميان تو و ايشان است در ارواح و اسماى تربيت‌كننده ؛ و گاهى پاى از طريق تبعيّت بيرون نهند به حكم مباينتى كه در ميان ربّ تو و ارباب ايشان است و به واسطهء تنافر كه حاصل است در ميان روح تو و ارواح ايشان .
فحقّق قولنا فيه * فقولى كلّه الحقّ
يعنى تحقيق دان و تصديق كن آنچه ما مىگوئيم از انوار حقّ و اسرار خلق كه همه گفتار من عين حقّ و محض صدق است ؛ چه اين تحقيقات فائض است بر من از حضرت حكيم عليم به تجلّى علمى از مقام تقديس كه منزّه است از اغراض و تلبيس . و در فتوحات مىفرمايد كه حضرت پروردگار چند بار بر من تجلى كرده كه بندگان مرا نصيحت كن ، لاجرم او به افشاى اين اسرار مأمور است و از شائبهء تحريف و تغيير به‌غايت دور .
فما فى الكون موجود * تراه ما له نطق
يعنى در وجود هيچ موجودى مرئى و مشهود نيست كه او را روح مجرّد ناطق