ستايش كرد كه : و كان صادق الوعد شيخ - قدس اللّه سره - شروع كرد به بيان اسرار صدق وعد درين حكمت چنان كه بيان اسرار رضا به تقديم رسانيد و ثنا عقلا و عادتا در مقابلهء خيرات مثنى عليه است نه در مقابلهء شرورش چه ثناى كسى را گويند كه مصدر نفع و نعم باشد نه مصدر ضرر و نقم .
پس هركه وعده كند به خير و به انجاز وعده قيام نمايد مدحت و ثنا را شايد ، و اگر ايعاد كند به مجرد وعيد مستحق ثنا نشود و چون عفو كند و تجاوز از ايعاد نمايد سزاوار ثنا آيد . و لهذا ارسطو در كتاب طويل خويش به اسكندر بن فيلقوس نوشت كه صن وعدك عن الخلف فإنّه شين ، و شب وعيدك بالعفو فإنّه زين بيت :
شاها ملكا قد فلك را * جز بهر سجود خم نكردى
بر من كه پرستشت نكردم * درنا كردن ستم نكردى
آن چيست كه از بدى نكردم * و آن چيست كه از كرم نكردى
گفتى كه دهم سزاى جرمت * چون وقت رسيد هم نكردى
و ذات الهيّه از آن روى كه منبع خيرات و معدن مبرّات است طلب ثنا مىكند از بندگان خود بالذات از آن روى كه ايشان را از عدم به وجود آورد و حلل كمالاتشان بپوشانيد و مظاهر اسما و صفاتشان گردانيد .
و شرور امور اضافيّه از آنكه عبارت است از عدم ملايمت مر طباع را پس شرّ بودن شرّ به نسبت با ذات نيست چنان كه حضرت رسالت عليه السلام در دعاى خود بدين معنى تنبيه نمود
و الخير كلّه بيديك و الشّرّ ليس إليك
. قال اللّه تعالى :
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
، بل به نسبت با ذات همه معدودست از خيرات چه اينها وجودات خاصّهاند ظاهر شده درين مظاهر لذلك اردفه بقوله تعالى
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
، يعنى حسنات منسوبه به حق تعالى و سيئات مضافه به نفس تو همه آن صادرست از حق سبحانه لاجرم همه در نفس خويش خيراتاند و لهذا مقتضاى اسماى اللّه گشتند اگرچه بعضى به نسبت تو شرور است .