و بپوشانى بر خلق لباس غيريّت و قد قال اللّه تعالى
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
بل كه نظر كن به سوى حق در خلق تا وحدت ذاتيّه را در كثرت خلقيّه مشاهده نمائى ، و كثرت خلقيه را در وحدت ذاتيه معاينه بينى . بيت :
معنى خفى مشكل مغلق بين * حق را در خلق و خلق را در حق بين
او را كه ز تقييد و ز اطلاق بريست * در صورت هر مقيّد و مطلق بين
و نزّهه و شبّهه * و قم فى مقعد الصّدق
يعنى تنزيه كن حقى را كه در خلق است به حسب مقام احديّتش از هرچه در وى شائبهء كثرت امكانيّه و نقصان است و تشبيه كن او را به همه صفات كماليّه چون سمع و بصر و ارادت و قدرت ؛ پس اگر جمع كنى در ميان تنزيه و تشبيه چنان كه عادت كاملان است اقامت كرده باشى در مقعد صدق كه آن مقام جمع است در ميان كمالين . بيت :
آنجا كه توئى چه جاى اوئى و توئى * اوئى و توئى نباشد إلّا ز دوئى
فىالجمله اگر هست تناقض ور نيست * هم جمله و هم منزّه از جمله توئى
و كن فى الجمع إن شئت * و إن شئت ففى الفرق
يعنى هرگاه كه وحدت حقيقت وجوديه را معلوم كردى و به ذوق دريافتى كه خلق حق است از وجهى و حق خلق است از وجهى به حكم مقام معيّت ، و ملاحظه نمودى كه خلق خلق است و حق حق در مقام فرق و به كشف و عيان ديدى كه همه حقّ است بىخلق در مقام جمع مطلق و همه خلق است بلا حق در مقام فرق مطلق و متحقق گشتى بدين مقامات خواه در مقام جمع ببوى « 1 » و خواه
هامش
( 1 ) - شايد ببوى به زبان خوارزمى امر از بودن ترجمه كن بوده باشد . و عبارت قيصرى اين است :
« أي اذا علمت وحدة الحقيقة الوجودية ، و أن الخلق حق من وجه ، و أن الحق خلق من وجه به حكم مقام المعية ؛ و أن الخلق خلق ، و أن الحق حق في مقام الفرق ، و ان الكل حق بلا خلق في مقام الجمع المطلق ، و ان الكل خلق بلا حق في مقام الفرق المطلق و تحقّقت بهذه المقامات ، فكن إن شئت في مقامات الجمع ، و إن شئت في مقامات الفرق فانّه لا يضرّك و انت مخلص موحّد » ( ص 210 - ط 1 ) . -