را عرفان كشفى و ذوقى ، شيخ عطار گويد : بيت :
مرد را در ديده اينجا غير نيست * ز آنكه اينجا كعبه نى و دير نيست
در مذهب اهل كشف و ارباب شهود * عالم همه نيست جز تفاصيل وجود
چندين صور ارچه ظاهرا روى نمود * چون درنگرى نيست بجز يك موجود
ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ
أن يكون هو ( أن يكونه - خ ) لعلمه بالتّمييز .
تتميم آيه است . و چون تكلّم در مقام جمع به تقديم رسيد شروع كرد كه در مقام فرق بعد الجمع تكلم كند چه محقق آنست كه اعطاى حقوق جميع مقامات كند تا عقيده هيولى همه اعتقادات گردد و در مقامى از مقامات وقوف نكند و مقيّد نشود لاجرم مىگويد اين راضى و مرضى بودن كه عبارت از مقام رضاست حاصل نمىشود مگر كسى را كه بترسد از پروردگار خود و انقياد حكم او كند به قيام در مقام عبوديّت از براى ادراك او تمييز مقام خود را از مقام ربّش چه خشيت تواضع است و تذلل مر عظمت رب را و اين بنده ظاهر نشود به مقام ربوبيّت تا عين ربّ باشد تا دعوى كند كه من اويم چنان كه اهل شطح به اظهار اين معنى قيام مىنمايند .
قال تعالى معاتبا للمسيح و تنبيها للعباد :
أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ
؟
و فرق در ميان محقّق و در ميان اهل شطح آنست كه چون هريكى ظهور به مقام ربوبيّت كند محقق اظهار اين مقام نكند مگر وقتى از اوقات نه از غلبهء وحدت بل از اعطاى حق هر مقامى از مقامات . و اگر او را گويند بندهاى اعتراف كند و رجوع نمايد به مقام عبوديّت از ربوبيّت بلكه گويد : الهى اگر يكبار گوئى بندهء من از عرش بگذرد خندهء من « 1 » .
اما اهل شطح مغلوب باشد به حكم مقام و قادر نباشد بر رجوع ، پس غيرت
هامش
( 1 ) - از خواجه عبد الله انصارى است .