تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بدين دريا گليمت شسته گردد * اگر يك‌بار دست از خود بشوئى
* * *
فأنت عبد و أنت ربّ * لمن له فيه أنت عبد
پس تو بنده‌اى مراسمى را كه حاكم است بر تو و ظاهر در تو و تربيت مىكند ترا از باطن تو ، و تو ربى مر اين اسم را كه بعينه بندهء اويى و محكوم حكم او و تربيت اين اسم مىكنى به قبول احكام و اظهار كمالاتش در تو . و اين بدان معنى است كه حق تعالى را ظاهرست و باطن ، و ربوبيّت اين هر دو راست پس چنان كه باطن تربيت مىكند ظاهر را به افاضهء انوار غيب و اظهار احكام اسماى الهيّه غيبيّه بر وى همچنين ظاهر تربيت مىكند باطن را به استفاضهء و قبول اين انوار و اظهار اين احكام در اسمائى كه در تحت اوست و آن موجودات غيبيه است . پس هريكى را ازين دو اسم جامع ربوبيّت است و عبوديت ، و همچنين جميع اسما كه در تحت اين دو اسم‌اند متّصف‌اند به ربوبيّت و متّسم به عبوديت لاجرم ربّ على الاطلاق نيست مگر حضرت الهيّه از روى وجوب و غناى او از عالمين .
و أنت ربّ و أنت عبد * لمن له فى الخطاب عهد
يعنى تو ربى به اعتبار هويتى كه در تو ظاهرست ، و عبدى به اعتبار تعيّن و تقيدت آن ربى را كه با تو عهد دارد در خطاب و هو قوله تعالى
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
. و ببايد دانست كه عهد سابق در ميان بنده و ربّ كلّى است و جزئى : امّا كلّى عهديست در ميان اسم جامع الهى و ميان عباد به اينكه عبادت او كنند به امر تكليفى و امر ارادى به حسب هر اسمى كه حاكم است بر ايشان . و جزئى عهديست كه در ميان هريك از اسما و هر عبدى از عبيد واقع است و نقض اين عهود جزئيّه در وجود ممكن نيست و عهد كلى ارادى نيز منتقض نمىشود اگرچه كلى تكليفى « 1 » به واسطهء احتجاب از فطرت اصليه به غواشى
هامش
( 1 ) - يعنى اگرچه عهد كلى تكليفى .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 423 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى