تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
به زاهدان گذاشته و همت بر مخاطبهء دوست بر اين ابيات گماشته كه : بيت .
از تو ملكا بهشت كى مىطلبم * يا حور و قصور و شير و مى مىطلبم زان سوى بهشت عاشقان را راهى است * من بر سر ره نشسته پى مىطلبم
و شيخ - قدس اللّه سرّه - كه لسانى است از السنهء حق به طريق ترجمانى مىگويد : و ليست جنّتى سواك فأنت تسترنى بذاتك . يعنى جنّت من غير تو نيست پس توئى كه ستر مىكنى مرا بذات خود و وقايهء من مىشوى در ذات و صفات و افعال من بذات و صفات و افعال خود لاجرم از پس پردهء هستى خود بيرون آى و در جنّت من كه توئى درآى تا از مشاهدهء ديدار برخوردار شوى بيت :
اى پردهء حق گشته به دلدار نگر * اين پرده به يكسو فكن و يار نگر چون جنّت حق باطن احرار آمد * در جنّت حق درآى و ديدار نگر
فلا أعرف إلّا بك كما أنّك لا تكون إلّا بى يعنى من ظاهر نمىشوم در اكوان مگر به واسطهء تو از براى آنكه تو مرآت ذات و مجلاى صفات و محل ولايت و تصرفات منى ، چنان كه تو در وجود نمىآيى مگر به من از آنكه تو از روى توئى تو عدم محضى . فمن عرفك عرفنى و أنا لا أعرف فأنت لا تعرف . پس هركه ترا به حق معرفت بشناسد مرا نيز تواند شناخت از آنكه حقيقت تو منم ، و ممكن نيست هيچ احدى را كه عين حقيقت و كنه ذات مرا بشناسد از براى آنكه تو در حقيقت شناخته نمىشوى ، و لهذا شيخ قدس اللّه سره مىگويد :
و لست ادرك عن شىء حقيقته * و كيف اعرفه و انتمو فيه
* * *
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 421 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى