تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
الكتاب فهى يتيمة الوقت ( الدهر - خ ) و فريدته فإيّاك أن تغفل عنها . و اين مسئله است كه مرا در كشف خبردار ساختند كه در هيچ كتابى هيچ احدى اين را ننوشته است نه من و نه غير من مگر كه در اين كتاب ، پس او يتيمهء وقت و فريدهء عصرست پس نشايد كه ازين مسئله و از حقيقتش غافل باشى ، بيت :
اين شنيدى موبه‌مويت گوش باد * آب حيوانست خوردى نوش باد « 1 »
فإنّ تلك الحضرة الّتى يبقى لك الحضور فيها مع الصّورة ، مثلها مثل الكتاب الذى قال اللّه تعالى فيه :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ .
پس مثل حضرتى كه ترا با صورت مخلوقه در وى حضور باقى است مثل كتاب مبين است اعنى لوح محفوظ كه حق تعالى در شان او فرمود :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
، يعنى اين كتاب جامع جميع اسرار و حقايق و هيچ‌چيز از حقايق درو فروگذاشت نكرده‌ايم . پس عارف اگر داد حضرتى از حضرات بدهد و بسر خود متوجه شود به معرفت اسرار آن حضرت ، اسرار باقى حضرات نيز برو لايح گردد « 2 » . فهو الجامع للواقع و غير الواقع . پس اين كتاب جامع باشد واقع و غير واقع يعنى آنچه را واقع شده است و آنچه تا ابد واقع خواهد شد . و لا يعرف ما قلناه إلّا من كان قرآنا فى نفسه ( بنفسه - خ ) و سرّ اين سخن را در نمىيابد مگر آنكه به نفس خود قرآن يعنى كتابى باشد
هامش
( 1 ) - شعر از دفتر اوّل مثنوى عارف رومى است . ( 2 ) - عبارت خوارزمى بدين صورت است : « پس عارف اگر داد حضرتى از حضرات و بسرّ خود متوجه شود . . . » كه كلمه « بدهد » و يا « داده است » و نظير آنها ساقط شده است ؛ و عبارت قيصرى چنين است : « فانّ العارف إذا أعطى حق حضرة من الحضرات و توجّه بسرّه الى معرفة اسرارها يلوح منه اسرار باقى الحضرات . ( ط 1 - ص 199 ) ، يعنى هرگاه عارف حق حضرتى از حضرات را داده است و به سرّ خود به معرفت اسرار آن حضرت توجّه نموده است ، اسرار باقى حضرات نيز بر او لائح مىگردد .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 403 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى