جامع همه حقايق را در نفس خود ، پس چون جمعيت خود را بشناسد و بداند كه او نسخهء عالم كبيرست و جامع جميع كلمات اللّه كه عبارت است از حقايق عالم مفصلا ، و صدق اين مقال را كه اهل كمال در مخاطبهء او گفتهاند رباعى :
اى نسخهء نامهء الهى كه توئى * وى آينهء جمال شاهى كه توئى
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هرآنچه خواهى كه توئى
به ذوق دريابد جمعيّت هر حضرتى را از حضرات و به منزلهء كتاب مبين بودن او را بشناسد .
فإنّ المتّقى للّه ( فانّ المتقى اللّه - خ ) يجعل له فرقانا .
تعليل كلام اول است و تحريض بر تقوى ، يعنى هركه از خداى بترسد و غير او را اثبات نكند و در ذات و صفات و افعال حق ديگرى را شريك نسازد خداى تعالى در باطن او نورى وديعت نهد كه بدان نور در ميان حق و باطل فرق تواند كرد و مراتب حق و احكام او در مواطن و مقاماتش بداند .
و در عبارت شيخ قدس اللّه سره تلميح است به قول حق عزّ و جلّ كه مىفرمايد كه
إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ
.
و تقوى را مراتب است : تقواى عوام اتّقاست از نواهى ، و تقواى خواص اتّقاست از اسناد كمالات و نسبت افعال و صفات به نفس خويش ، و تقوى اخص از كمّل عارفان اتّقاست از اثبات وجود غير با حق سبحانه فعلا و صفة و ذاتا .
و اين مراتب تقوى للّه است پيش از وصول به مقام جمع . امّا تقوى باللّه و فى اللّه در حالت بقاء بعد الفناست .
و هر مرتبه را از مراتب تقوى فرقانى لازم است و اعظم فرقانات آنست كه در مقام فرق بعد الجمع باشد .