تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
مقام تنزيه و در مجلاى مثالى كه مسماست به خيال ، از آنكه اين طايفه جامع‌اند در ميان تنزيه و تشبيه و داد هر مقامى را چنان كه مىبايد داده ، زيرا كه صحيح آنست كه نواظر مشاهدهء آن مىكنند از مجالى حق كما قال تعالى فى أهل الآخرة :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
زيرا كه در درجهء « عين اليقين » اعلى است از مرتبهء « علم اليقين » . يقول أبو يزيد فى هذا المقام : « لو انّ العرش و ما حواه مائة ألف ألف مرّة فى زاوية من زوايا قلب العارف ما أحسّ به » . يعنى بايزيد قدس اللّه روحه در مقام قلبى از سعت دل خود چنين خبر مىدهد ( خبر داد - خ ) كه اگر عرش و آنچه دروست صد هزارهزار بار در گوشهء دل عارف آيد احساس آن نكند . و هذا وسع أبى يزيد فى عالم الأجسام . يعنى اين گنجايى دل ابو يزيدست در عالم اجسام نه آنكه اين كلام بيان سعت مرتبهء قلب باشد در غايت كمال « 1 » و لهذا شيخ قدّس اللّه سرّه مىگويد : بل أقول لو إنّ ما لا يتناهى وجوده يقدّر انتهاء وجوده مع العين الموجدة له فى زاوية من زوايا قلب العارف ما أحسّ بذلك فى علمه . يعنى من مىگويم كه اگر آنچه متناهى نيست وجود او از عالم ارواح ، با همهء اجسام تقدير كرده شود انتهاى وجود او با عين موجده‌اش يعنى با جوهرى كه
هامش
( 1 ) - دربند اول « دفتر دل » آمده است :نيارم شرح دل دادن كه چونست * چه وصف آن ز گفتگو برونست هرآنچه بشنوى از بيش و از كم * نه آن وصف دل است و اللّه أعلم نه آن وصف دل است اى نور ديده * كه دل روز است و وصف آن سپيده چو حرف اندك از بسيار آمد * چو يك‌دانه ز صد خروار آمد بر صاحب‌دلى بنما اقامت * نمايد وصف دل را تا قيامت