و مؤمنان محجوب انكار مىكنند از براى رسوخ اين معنى در اعتقاد ايشان كه حق سبحانه و تعالى متنزّل نمىشود از مقام كمالى ، پس هريك از ايشان قبول مىكند آنچه را لايق شان اوست از تجليات الهيّه ؛ و رد مىكند آنچه را شان او معطى آن نيست . امّا انسان كامل آن است كه قبول كند حق را در جميع تجلّياتش و او را بشناسد در جميع مظاهر اسما و صفاتش و گويد بيت :
در مذهب اهل كشف و ارباب شهود * عالم همه نيست جز تفاصيل وجود
چندين صور ار چه ظاهرا روى نمود * چون درنگرى نيست بجز يك موجود
و چون عقول ضعيفه عاجزست از ادراك تجليات الهيّه در همه مواطن و مقامات و نفوس آبيه از سر طغيان غافل از تعظيم شعاير حضرت رفيع الدرجات ؛ شيخ ايجاب كرد اسناد صور كماليه را به سوى حق ، و رد مىكند آنچه را موجب نقصان است ازو به آنكه متجلّى در هر چيز و ازهرجهت اوست ، آرى .
شعر :
تجلّى لى المحبوب من كلّ وجهة * فشاهدته من كلّ معنى و صورة
* * *
هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آنكس است كين نقش آراست
درياى كهن چو بر زند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
* * *
فللواحد الرّحمن فى كلّ موطن * من الصّور ما يخفى و ما هو ظاهر
چون شيخ قدّس اللّه سرّه بيان كرد كه حق سبحانه و تعالى متجلّى است به صورى كه شرع و عقل هر دو آن را قبول مىكنند و هم متجلى مىشود به صورى كه اين هر دو يا يكى آن را قبول نمىكنند ( نمىكند - خ ) به « فاء » تعقيب ذكر كرد كه واحد رحمان را صورى است به حسب مقاماتش و آن صور را به حسب