تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
لاجرم بيت :
چون تو داناى وحدت اوئى * از تو زيبا بود اگر گوئى كه جهان مظهر است و ظاهر دوست * طرفه‌تر اينكه غير مظهر اوست
و اگر اعتبار وحدت ظاهر با مظهر نكنى و بملاحظهء امتياز بينهما حكم كنى كه مرئى غير حقّ است هم صادق باشى و مجاوز و عابر از صور مرئيّه به سوى معنى ظاهر درين مظاهر .
و ما حكمه فى موطن دون موطن * و لكنّه بالحقّ للخلق سافر
يعنى حكم حق منحصر نيست در موطنى و مقامى بلكه حكم او ساريست در جميع مواطن و مقامات بحسب سريان ذات در موجودات . غاية ما فى الباب ، احكام او مختلف گردد به اختلاف مواطن و لكن حكم او به سبب ظهور حقّ در خلق ظاهرست لاجرم مشاهد اين حال در مخاطبهء ذو الجلال گويد بيت :
اى گشاده در خزانهء جود * يافته كائنات از تو وجود مىكنى جلوه‌هاى حسن و جمال * در لباس وجود هر موجود
و چون نظر بالاتر كند گويد : بيت :
در جلابيب صورت و معنى * نيست غير از تو شاهد و مشهود
إذا ما تجلّى للعيون تردّه * عقول ببرهان عليه تثابر
يعنى هرگاه كه تجلى كند حق در صورت مثاليه يا حسّيّه عقول محجوبه او را رد كند بواسطهء آنكه عقول دايما مشتغل است به تنزيه حق به براهين عقليه كه بر آن مثابرت و مواظبت مىنمايد . و اگرچه عقل تنزيه حق مىكند از تشبيه و لكن در عين تنزيه به مجردات تشبيه مىكند و نمىداند كه حق تعالى منزه است از تنزيه و تشبيه بحسب ذاتش و موصوف به اين هر دو در مراتب اسما و صفاتش .
و يقبل فى مجلى العقول و فى الّذى * يسمّى خيالا و الصّحيح النّواظر
يعنى قبول كرده مىشود حق نزد اهل كشف و شهود در مجلاى عقول يعنى در
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 393 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى