تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
جميع مقامات الهيّت كه معبّر است به اسما در آن حال كه غذاى حق شود به ظهور احكام در وى ، از آنكه غذا ساريست در جميع اجزاى مغتذى ؛ و چون اينجا اجزا نيست بلكه اسماى الهيّه و صفات ربانيّه است پس تخلّل واقع نمىشود مگر در اسما و صفات ، پس ظاهر مىشود ذات حق در آن اسما و مظاهرش : و گفت :
فنحن له كما ثبتت * أدلّتنا و نحن لنا
يعنى ما غذاى اوئيم چنان كه مراياى اوئيم ، چه قوام ظهور كمالات و صفات او با ماست ، چنان كه قوام شىء با غذاست چنان كه ثابت شد ادلّه ما يعنى مقرر شد ادلّهء كشفيّه از ذوق و وجدان .
هامش
-غذا مراسم باقى راست ضامن * كه حبّ او بود در جمله كامن غذا كو ضامن باقى است اى دوست * چه نيكو بنگرى خود سادن اوست ز سجاد است اين تحفه كه مخلوق * همه از سفره حق‌اند مرزوق ببين از عقل اول تا هيولى * چه باشد رزقشان از حق تعالى بود بر سفره‌اش از مغز تا پوست * يكايك مغتذى از سفره اوست چو يك نور است در عالى و دانى * غذاى جمله را اين نور دانى چو رزق هريكى نور وجود است * به شكر رازقش اندر سجود است بر اين خوان كرم از دشمن و دوست * همه مرزوق رزق رحمت اوست از اين سفره چه شيطان و چه آدم * باذن حق غذا گيرند با هم كه باشد رحمت رحمانى عام * بيا اندر رحيمى اى نكوفام غذاى عام خام است و بود پوست * غذاى خاص مغز است و چه نيكوست در اين معنى نگر در كاه و گندم * چه مىباشد غذاى گاو و مردم غذا در مغتذى يابد تخلّل * بدقّت اندر آن بنما تعقّل غذا در مغتذيش مختفى هست * و يانى اختفايش منتفى هست غذاى مغتذى او را قوام است * و يا شرط ظهورش بالتمام است غرض از اختفا و انتفا چيست * در اطلاق غذا هم مدّعا چيست تخلّل را ز خلّت اشتقاق است * جليل و با خليلش را وفاق است بود اين نكته‌ها بسيار باريك * كه بىاندازه روشن هست و تاريك
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 365 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى