تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
ديد آن خفته را كه داشت كدو * گشت حيران و گفت بار خدا من كدامم ز خفته و بيدار * به سوى من مرا رهى بنما گم شدم خويش را نمىدانم * در حدود زمين و ملك سما پاك از پيش راه من برخاست * آن نشان‌ها كه بود از من و ما چون نشان‌هاى ما و من برخاست * رفت فرق از ميان ما و شما چه شما و چه ما ، چه او و چه تو * بعد ازين بحر وحدت است و صفا
و اگر شوق آن دارى كه مضمون اين فص را به ذوق دريابى و معلوم كنى كه اختلاف عبارات به حسب اختلاف مقامات و اعتبارات است درين يك بند از ترجيع اين ضعيف تأمل نماى . بيت :
الا اى گوهر بحر مصفا * كه در عالم توئى پنهان و پيدا وجودت بهر اظهار كمالات * چو از غيب هويت شد هويدا براى جلوهء عشق جهانسوز * بسى آينه‌ها كردى ز اشيا ز هرآينه ديدارى نمودى * بهر چشمى درو كردى تماشا جهان آسوده در كتم عدم بود * برآوردى ز عالم شور و غوغا گهى با جان مجنون عشق‌بازى * گهى دلها برى با حسن ليلى تو هم عشقى و هم معشوق و عاشق * تو هم دردى و هم اصل مداوا توئى پيرايهء معشوق دلبر * توئى سرمايهء عشّاق شيدا
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 368 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى