تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
و اقرار بعينه چون قول شاعر است كه مىفرمايد شعر :
رقّ الزّجاج و رقّت الخمر * فتشابها فتشاكل الأمر فكأنّما خمر و لا قدح * و كأنّما قدح و لا خمر « 1 »
* * *
اى علم قديمت همه را كرده شمول * فعلت نه چو فعل بندگانت معلول ما و تو چو آب و كاسه يا كاسه و آب * ما رنگ تو يا تو رنگ ما كرده قبول
يا معنى بيت آن باشد كه اقرار مىكنم به حق در صورت عارفان و مكاشفان و انكار مىكنم در صورت مطرودان و محجوبان در هنگام تجلّى او بر اعيان وجوديّه ؛ نه مثاليّه و اخراويّه . بيت :
آفتى نبود بتر از ناشناخت * دوست در چشم و نيارم عشق باخت
( تو بر يار و ندانى عشق باخت - خ )
فيعرفنى و أنكره * و أعرفه فأشهده
يعنى حق مرا مىشناسد در جميع مواطن و مقامات ؛ و من در بعضى مواطن مىشناسمش و گواهى مىدهم ، و در بعضى مواضع نمىشناسم و انكار مىنمايم از براى آنكه حق در مقام هويّت و احديّتش مقدّس است از اطلاع بر وى و حقيقتش منزّه از امكان شناختن ، و در مقام واحديّت به صفات و اسما شناخته مىآيد . و چون تجلّى به صفت « منعم » كند رغبات به سوى او متوفر گردد ، و چون به نعت « منتقم » برآيد هرب و نفرت نتيجه دهد ، و هرگاه كه تجلّى به صورتى نمايد كه موجب تعظيم نيست انكار كرده شود چنان كه در حديث تحوّل آمده است . و مىشايد كه فيعرفنى و أنكره به لسان محجوب باشد و أعرفه فأشهده به لسان
هامش
( 1 ) - شعر از صاحب بن عبّاد است . عراقى در ترجمه آن گويد :از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام همه جام است و نيست گويى مى * يا مدام است و نيست گويى جام