تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
و إن ثبت أنّك الموجود فالحكم لك بلا شكّ . يعنى اگر ثابت شود كه موجود توئى به وجود فايض از حق پس حكم ترا باشد درين وجود به حسب عين تو بىهيچ شك . و إن كان الحاكم الحقّ ، فليس له إلّا إفاضة الوجود عليك و الحكم لك عليك . يعنى اگر گوئيم كه حاكم حق است به حسب مقام جمعى خويش بر مقامات تفصيليه منعوته به عبوديّت پس نباشد حق را به حسب مقام جمعى او مگر افاضهء وجود بر مظاهر علميه‌اش كه مسمّات است به اعيان تا وجود يابند در خارج ؛ و اين افاضه نيز به طلب اعيان باشد و استعداداتش ، پس حكم در حقيقت از تو باشد بر تو . فلا تحمد إلّا نفسك و لا تذمّ إلّا نفسك . پس حمد مگوى مگر نفس خود را و هم مذمّت مكن غير نفس خويش از آنكه خير و شر تو از تست و بر تست به حسب اقتضاى عين تو و از براى ترتب ثواب و عقاب بر افعال تست و اين در مقابلهء آن است كه موحّد به سبب غلبهء وحدت بر وى اثبات مىكند كه حمد و ذم و خير و شر از حق است و وجود و فعل و صفت غير او را نيست ، لاجرم مىگويد : شعر :
و كلّ الّذى شاهدته فعل واحد * بمفرده لكن بحجب الأكنّة إذا ما أزال السّتر لم تر غيره * و لم يبق بالأشكال إشكال ريبة « 1 »
بيت :
اى ذات تو اندر پس هر ذات نهان * خود نيست بجز ذات تو در هر دوجهان يك روى تو مائيم و توئى روى دگر * آن روى درين نموده اين روى در آن
هامش
( 1 ) - دو بيت از قصيده تائيه كبراى ابن فارض است ( ص 112 ديوان ابن فارض - ط بيروت ) .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 358 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى