تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
حقيقية حصول علم يقينى است به آنچه امر بر آن است در ذاتش . فما شاء فما هداهم أجمعين ، و لا يشاء . يعنى نخواست هدايت كل را از براى عدم اعطاى بعضى اعيان هدايت را ، پس هدايت نداد ايشان را و نمىخواهد هدايت جميع را ابدا از براى آنكه شئون حق چنان كه اقتضاى هدايت مىكند اقتضاى ضلالت نيز مىكند و لهذا دار آخرت را نيز به جنّت و نار قسمت كرد و آدم را نيز به يدين آفريد يكى عبارت از « صفات جماليه » است كه مظهر او در آخرت « جنّت » است و يكى عبارت از « صفات جلاليه » كه مظهر او در آخرت « نار » است ، پس مطابق باشد آخر اول را . و كذلك « إن يشأ » فهل يشاء ؟ هذا ما لا يكون . ( فهذا ممّا لا يكون - خ ) يعنى آنچه در « لو شاء » گفتيم در « إن يشأ » نيز كه متعلق به استقبال است همان است . و اگر سؤال كنند كه ممكن هست كه خداى هدايت جميع را خواهد ؟ گوئيم اين نمىتواند بودن از آنكه عليم حكيم كه همه چيز را به حكمت مىكند مستحيل است كه وقوع غير ممكن را خواهد . فمشيئته أحديّة التّعلّق و هى نسبة تابعة للعلم و العلم نسبة تابعة للمعلوم و المعلوم أنت و أحوالك فليس للعلم أثر فى المعلوم ، بل للمعلوم أثر فى العلم فيعطيه من نفسه ما هو عليه فى عينه . يعنى حق را مشيّتى است واحده عامه كه بدان تجلى مىكند ، پس هر احدى به حسب قابليّت نصيب خويش از آن تجلّى مىگيرد لاجرم به مقتضاى آن ظاهر مىشود ؛ خواه هدايت باشد ؛ و خواه ضلالت ، كما قال تعالى :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
. يا گوئيم چون واقع در وجود أحد النّقيضين است به واسطه اقتضاى عينش پس مشيّت نيز احدية التّعلّق باشد چه مشيّت نسبتى است تابعه مر علم را ، چه آنچه به وجهى از وجوه معلوم نباشد ممكن نيست تعلّق ارادت و مشيّت به او ؛ و علم نسبتى است تابعه مر معلوم را از روى تغاير و امتياز هريكى از ديگرى ؛
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 355 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى