تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
و معلوم اعيان ثابته است و احوال او و اقتضا نمىكند مگر وجود واحد الطرفين را از نقيضين ، لاجرم مشيت نيز متعلق نشود مگر به دو ، پس علم را در معلوم اثر نيست بلكه معلوم را اثر است در علم و در بعضى از مواضع به تقديم رسيده كه علم از كدام جهت تابع است و از كدام جهت متبوع و مؤثر است در افاضهء اعيان . و إنّما ورد الخطاب الإلهى بحسب ما تواطأ عليه المخاطبون و ما أعطاه النّظر العقلى ، ما ورد الخطاب على ما يعطيه الكشف و لذلك كثر المؤمنون و قلّ العارفون أصحاب الكشوف . جواب مرضى از سؤال سابق اين است كه چون اكثر اشخاص انسانيّه عقلاء و اصحاب نظر فكرىاند وارد نشد خطاب الهى مگر به حسب آنچه تواطؤ و توافق اكثر عباد بر آن است از عقل و مقتضاى آن و برطبق فهوم و قدر عقول و علوم ايشان كه به انظار عقليّه به كمال قدرت و جمال مشيّت و ارادت حقّ معترف‌اند و مىگويند اگر خواهد همه را هدايت دهد از آنكه
« فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ » *
است و وارد نشد خطاب بر آن نهج كه كشف اعطاى آن مىكند از براى عدم وفاى استعدادات ارباب نظر و اصحاب فكر در فهم اين و قلّت عارفين از اهل كشوف و واقفين بر سر قدر ، و اگر خطاب الهى به حسب عقول و ادراك مخاطبين وارد شود هرآينه مؤمنان بسيار باشند و عارفان كم ، چطور معرفت كه كشف حقايق امور است بالاتر از طور ادراك عقل است . بيت :
هر كس كه گرفت خانه در كوى جنون * آزاد شد از چرا و وارست ز چون عقل و همه مدركات او معلول است * عشق است و جنون است ز علت بيرون
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
و هيچ‌يك از ما نيست كه او را مقامى نباشد معلوم و مرتبهء معيّنه در علم
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 356 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى