تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
حقّ . پس حقّ آينه خلق باشد با آنكه يك وجود است كه متكثّر است به صور كثيره ، پس حقيقت حقّ باشد و صور خلق ، پس درين شهود بعضى خلق بعضى را شناسد و بعضى از بعضى متميّز گردد . فمنّا من يعرف أن فى الحقّ وقعت هذه المعرفة لنا بنا « 1 » ، و منّا من يجهل الحضرة الّتى وقعت فيها هذه المعرفة بنا أعوذ باللّه أن أكون من الجاهلين . پس بعضى از ما از آن قبيل است كه مىشناسد كه معرفت بعضى ما مر بعضى را واقع است در مرآت ذات حقّ . و حضرت علم او هم به اعطاى اعيان ما اين عرفان را به حكم مناسبت واقعه در ميان اين اعيان ؛ و بعضى از ما نمىداند اين حضرت را ، و تعارف را در ميان اعيان ادراك نمىكند ، به سبب غواشى ناتجه از نشأت عنصريه ، و از اطوارى كه درو ظاهر شده عين انسانيّت ؛ تا هنگام وصول بدين صور إلفيه كما قال شعر :
و أظنّها نسيت عهودا بالحمى * و منازلا بفراقها لم تقنع « 2 »
و چون اوّل حال اهل كمال و مقام محبوبان حضرت ذو الجلال است كه ايشان را مشاهدهء جلال حق از مطالعهء جمالش حجاب نگردد چون طايفهء محجوبين به خلق از حقّ ، و ملاحظهء جمال حق نيز از مراقبهء جلالش حاجب ايشان نشود ، چون فرقهء محجوبين به حق از خلق ؛ و دوم حال طايفه محجوبين است كه اعتنا به شان ايشان نيست و از حريم قرب حضرت دورند و از سرادقات عزّت مهجور ، شيخ قدّس اللّه سرّه از انخراط در سلك اين طايفه استفاده مىكند كه :
أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ .
هامش
( 1 ) - صورت عبارت در نسخه‌ها همه بدين‌گونه است كه نقل كرده‌ايم ، و لكن به قاعده نحو نيست زيرا كه فعل وقعت اسم انّ شده است كه نادرست است و عبارت بايد بدين وجه باشد « فمنّا من يعرف أن هذه المعرفة وقعت في الحق لنا بنا » . ( 2 ) - بيتى از قصيده عينيه شيخ رئيس است ، اين قصيده را ابن خلكان در تاريخش بنام وفيات الاعيان نقل فرموده است ، و متأله سبزوارى آن را در اسرار الحكم به فارسى شرح كرده است .