هرچه مشاهده كرده مىآيد و ديده مىشود خلق است ؛ و شيخ عراقى قدس سره از اينجا مىفرمايد : بيت :
همه جام است و نيست گوئى مى * يا مدام است و نيست گوئى جام
من يدر ما قلت لم تخذل بصيرته * و ليس يدريه إلّا من له البصر
يعنى هركه دريابد آنچه را از وجهين بدان اشارت كرده شد بصيرت او مخذول نگردد ؛ و اين را درنمىيابد مگر آنكس كه ديده داشته باشد كه عاجز نشود در مشاهدهء حق در عوالم غيب و شهادت كما قال تعالى :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
و بصيرت عبارت است از دو ديده دل كه صاحبش بدان مشاهده مىكند مشاهد غيبيّه [ را ] به شهود معنوى يا مثالى ،
قال عليه السلام « ما من عبد إلّا و لقلبه عينان هما غيب ينظر بهما الغيوب فإذا أراد اللّه تعالى بعبد خيرا فتح عينى قلبه ليرى بهما ما خفى عن بصره »
و
قال عليه السّلام : « تنام عيناى و لا ينام قلبى »
بيت :
پنبه از گوش بدر كن كه همىگويد يار * من چو اندر نظرم چند به هرجا بينى
ديده از ما طلب و چهره بدان ديده ببين * كى به هر ديده چنان روى دلآرا بينى
سبل هستى خود دور كن از ديدهء دل * تا رخ دوست بدان ديدهء بينا بينى
جمّع و فرّق فإنّ العين واحدة * و هى الكثيرة لا تبقى و لا تذر
يعنى جمع كن در ميان خلق و حق در مرتبهء معيّت چنان كه در آيت كريمه :
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
، جمع كرد در ميان هويت خويش و عين عبد و در قول :
« كنت سمعه و بصره »
؛ و فرق كن در ميان خلق و حق به مشاهدهء حق به غلبهء وحدت بر تو چنان كه حق سبحانه و تعالى فرمود :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ
و هم فرق كن به شهود خلق تنها هنگام غلبهء كثرت بر تو كقوله تعالى :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ