مِنَ الْكافِرِينَ *
الّذين
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
.
يعنى مگذار در روى زمين از كافران كه ستر مىكنند به وجودات خود وجود حق را ، و به صفات خود صفات او را ، و به افعال خويش افعال او را .
و
جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
.
و اصابع خويش را در آذان مىكنند يعنى قبول نمىكنند كلام و دعوت انبيا را .
طلبا للسّتر .
از براى طلبيدن قوم از نوح عليه السلام ستر وجودات و افناى ذوات خويش را در وجود و ذات حق ، تا باقى گردند به بقاى ابدى .
لأنّه دعاهم ليغفر لهم ، و الغفر السّتر .
از براى آنكه طلب ستر كردند دعا به مغفرت كرد ؛ و غفر در لغت ستر است .
دَيَّاراً
أحدا حتّى تعمّ المنفعة كما عمّت الدّعوة .
تتمّهء آيت است ، يعنى مگذار هيچ احدى را در ديارش - و ديار او انانيّت و وجود اوست - تا منفعت شامل باشد انواع كافران را كه ساتر وجه حق و وجود اويند به وجود و وجوه خويش ، تا هريكى را نصيبى باشد ؛ و هيچ احدى از منفعت محروم نشود چنان كه دعوت بر همه شامل بود .
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ
أى تدعهم و تتركهم
يُضِلُّوا عِبادَكَ
أى يحيّروهم فيخرجوهم من العبوديّة إلى ما فيهم من أسرار الرّبوبيّة .
يعنى اگر ايشان را بگذارى بر آن حالى كه دارند گمراه گردانند بندگان ترا ، و حيران سازند در ظهورات تو و بيرون آورند ايشان را از مقام عبوديت به اظهار اسرار ربوبيّت بر آن نهجى كه نفوس ايشان را لايح شده است ، پس ظاهر شوند به انانيّت ؛ و به ظهور خويش فرعونى آغاز نهند .
فينظرون أنفسهم أربابا بعد ما كانوا عند نفوسهم ( عند أنفسهم - خ ) عبيدا .
پس انفس خود را ارباب بينند بعد ما كه نزد نفوس خويش عبيد بودند ، لاجرم دعوى « الوهيّت » كنند و ظاهر شوند به « ربوبيّت » از براى غلبه مقام وحدت ؛