تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
يعنى چون اين سوختگان شوق ديدار درآورده شوند در آتش قهر و إفناء بتجلّى قهار ، غير خدا هيچ ناصرى نه بينند از براى آنكه به تجلّى ذات به صفت قهاريت ، ايشان و هرچه در كون است سوخته شود ؛ پس هيچ احدى كه نصرت دهد نماند ؛ و ليكن حق سبحانه و تعالى به حكم : « من أحبّنى قتلته و من قتلته فعلىّ ديته و من علىّ ديته فأنا ديته » ، ايشان را به خود زنده گرداند ، پس ناصر ايشان حق باشد . و اگر درين مقام جمعى كه دنياست در اثناى سلوك مكمّلان ( كاملان - خ ) به نصرت ايشان پردازند و به بدرقهء عنايت از مضايق طريق خلاص سازند انصار را مظاهر حق بينند . پس حق عين انصار ايشان باشد هم در دنيا و هم در آخرت ، لاجرم در حق هلاك شوند و در ذات او فانى گردند ابدا ، و به حيات او زنده جاويد باشند سرمدا و بشريّت ايشان به حقيقت متبدّل شود كما قال : « كنت سمعه و بصره » الحديث ، بيت :
فانى ز خود و به دوست باقى * اين طرفه كه نيستند و هستند .
لاجرم به لسان حال خويش ندا ( نگاه - خ ) كنند و گويند . شعر :
تستّرت من دهرى بظلّ جناحه * فعينى ترى دهرى و ليس يرانى و لو تسأل الأيّام ما اسمى ما درت * و اين مكانى ما درين مكانى قطره‌اى تا نشوى غرقه بحر احد ( احدى - ظ ) * غوطه در بحر بخور تا همه دريا باشى تو درين جوى تن و بحر ترا مىگويد * جوىجويان سوى ما آى كه تا ما باشى
فلو أخرجهم إلى السّيف ، سيف الطبيعة لنزل بهم عن هذه الدّرجة الرّفيعة . يعنى اگر بيرون آرد حق سبحانه و تعالى ايشان را از جناب الهى و حضرت قدسيّه به سوى عالم بشريت ، هرآينه به همراهى ايشان از آن درجهء رفيعه فرود آيد .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 284 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى