مىگردد ؛ تا قهر اغيار كند و از هستى موهومشان فانى ساخته به ذات خويش باقى سازد كه
« حفّت الجنّة بالمكاره . و حفّت النّار بالشّهوات »
پس ظاهر شهوات ماء است و باطن او آتش ؛ و ظاهر جنت آتش است و باطنش آب . و لهذا چون رسول عليه السلام فرمود قاسم در ميان جنّت و آتش ( و دوزخ - خ ) منم ، يكى از عارفان صحابه گفت يا رسول اللّه مرا از اهل آتش گردان . پس رسول عليه السلام فرمود مىخواهد كه از اصحاب قيامت كبرى باشد . آرى چنان كه ماهى از آب نگريزد ، و سمندر از آتش نپرهيزد . بيت :
ما خون هزار عيش و عشرت ريزيم * در رنج و بلا و درد و فقر آويزيم
ما سوختگانيم كه از لذّت سوز * از صدر جنان سوى سقر بگريزيم
محمّديان اگر ظاهر درياى رحمت را به حكم
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
آتش افروخته بينند از آن اجتناب ننمايند بلكه گويند دمادم ، بيت :
چو تشنه جانب آب و چو خسته سوى علاج * به سوى آتش عشق است جان ما محتاج
لاجرم اين سوختگان دوزخآشام خليلآسا آتش افروخته را درياى رحمت و عين برد و سلام بينند و گويند ، بيت :
اگر دريا شود آتش بنوشيم * وگر زخمى رسد محكم بسازيم
بلكه زندگى خويش را در آن آتش شناسد و در مخاطبه گويند و نهراسند :
بيت
منم ماهى موسى اى پاك ذات * تويى آتش عشق ، آب حيات
تويى مجمع بحر ناز و نياز * بكش زانكه از تو شوم زنده باز
تو آب حياتى و هم سلسبيل * أرى فيك لى اتّخاذ السبيل
بسوزان وجودم ز سر تا قدم * كه از بار هستى دو تا شد قدم
فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً
فكان اللّه عين أنصارهم فهلكوا فيه إلى الأبد .