تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اين مقام به طريق كمال اين امت را ميسّر شد . بيت :
مستمندان مراد ازو خواهند * تا عنايات او كرا خواهد
فالحائر له الدّور و الحركة الدّوريّة حول القطب فلا يبرح منه . يعنى صاحب حيرت متحرك به حركت دوريّه است از آنكه او مشاهده مىكند مطلوب را با هر موجودى كه در دايرهء وجود است . پس حركت مىكند به سوى وجود و چون وجود دورى است حركت نيز دوريّه واقع مىشود . و حركت دوريّه صورت نمىبندد مگر گرد قطبى كه مدار وجود بر آن است . پس حائر زائل نمىگردد از حركت دوريه و منفك نمىشود از قطب از براى استفاضه از قطب حقيقى دايما ؛ و توجه او به سوى اين قطب سرمدا چون ملائكه مهيّمه كه حيران جمال مطلق الهىاند و اين سرگشتگان وادى حيرت و سوختگان آتش غيرت ، نه بهشت شناسند و نه از دوزخ هراسند و گويند بيت :
با درد و غم عشق تو درمان نشناسم * حيران تو گشتم سر و سامان نشناسم جان و دل من سوختهء آتش عشق است * من سوخته‌دل ، روضهء رضوان نشناسم شادىطلبان از غم جانان بگريزند * من شادى جان جز غم جانان نشناسم
و صاحب الطّريق المستطيل مائل خارج عن المقصود طالب ما هو فيه صاحب خيال إليه غايته فله من و إلى و ما بينهما . و صاحب الحركة الدّوريّة لا بدأ له فيلزمه « من » و لا غاية لكماله فتحكم عليه « إلى » . يعنى صاحب حركت مستقيمه خارج است از طريق حق ، و مائل از مقصودش ، از آنكه حق را در مظاهر مشاهده نمىكند و گمان مىبرد كه مطلوب او خارج است ازين مظاهر . پس حركت مىكند به حركت مستقيمه تا به مطلوب برسد ؛ و حال آنكه مقصود با اوست و او خبردار نى . چون بصر بصيرت او