تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
مظاهرش ، و سزاوار تعظيم است از براى وجوب تعظيم شعاير الهى ، لاجرم به تعظيم و عبادت خويش اقتصار نمىكند بلكه ديگران را امر مىكند به تعظيم و عبادت . يا معنى آن باشد كه حق را در معبود خويش قصر نمىكند ؛ بلكه معبود خود را مجلائى از مجال الهى و مظهرى از مظاهرش مىداند و ازين روى تعظيم آن را واجب مىشمارد ، و هويت حق را در صور موجودات متكثره متجلّى مىدارد . فالأدنى صاحب التّخيّل يقول :
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى »
و الأعلى العالم يقول : « إنّما
فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا »
حيث ظهر . يعنى غير عالم از عابدان مىگويد ايشان شفعاى مايند در جناب حق ، و واسطهء قرب ما به درگاه پادشاه مطلق . و اعلى كه عالم است مىگويد نيست إله شما مگر يكى و او را اسما و مظاهر مختلفه است ، پس انقياد او كنيد و عبادتش ورزيد در جميع مظاهر روحانيّه و جسمانيّه . كما قال تعالى :
فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ
الّذين خبت نار طبيعتهم ، فقالوا إلها و لم يقولوا طبيعة . خبت از « خبو » است ؛ و خبو نار خمود و انطفاى اوست ؛ و اخبات تواضع و كسر نفس است . شيخ قدّس اللّه سرّه بعد از ايراد آيت از براى قول اعلى ( اعلى عالم - ظ ) « مخبتين » را تفسير كرد كه ايشان كشندگان آتش طبيعت‌اند . لاجرم معنى آن باشد كه بشارت ده طائفه را كه آتش طبيعت را به سلوك و مجاهده كشته‌اند كه بعد از كشته گشتن آتش طبيعت ، تجلّى كرد بر ايشان صفات الهيّه و انوار ذاتيّه پس حق را و انوار و آثار صادره را از اسما و صفاتش ، هم به حق شناختند ؛ و فروغ آن جمال ديدهء ايشان را نورى داد تا بدان نور نظر بر آن جمال انداختند . لاجرم « إله » گفتند و به اسم غيرش از طبيعت نخواندند چنان كه محجوب مىگويد كه طبيعت چنين و چنين كرد ؛ و طبيعت اگرچه مظهرى از مظاهر كلّيّه است اما از رقّ