تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
عبادتش مىكنند به سوى اسم جامع الهى كه اللّه و رحمن است . كما قال :
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً
، يعنى حشر مىكنيم پرهيزكنندگان را از امور مقيده حاجبه از انوار اسم جامع به سوى اسم جامع رحمانى ، پس حرف غايت آورد كه « الى » است و آن را مقرون به اسم رحمن ساخت ، تا معلوم شود كه عالم از آن روى كه اسماى الهيّه‌اند ؛ خواه جزئيّه باشد و خواه كلّيّه ، داخل در تحت احاطهء « اسم الهى » است ازلا كه آن اللّه و رحمن است . لاجرم ايجاب كرد اين اسم را بر اهل عالم كه متقى و محترز باشند از عبادت اسماى جزئيّه دايما ابدا ؛ تا حضرت الهى را به جميع اسمايش بپرستند كه عابد « اللّه » عابد جميع اسماست از آنكه همه اسما داخل‌اند در وى . اما عابد « منعم » مثلا عابد « منتقم » نيست ، پس مثل اين عابد عبادت حق را از روى جميع اسما نكرده باشد و لهذا فرمود :
أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
؟ آنچه عراقى مىآورد كه ابو يزيد قدس سره اين آيت بشنيد كه :
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ
نعره زد و گفت : من كان عنده إلى أين يحشر ؟ آن‌كس كه نزد او باشد كجا حشر شود ؟ ديگرى شنيد گفت : « من اسم الجبّار إلى اسم الرّحمن ، و من اسم القهّار إلى اسم الرّحيم » جرعه‌اى ازين جام و شمه‌اى از رياحين اين كلام است : فقالوا فى مكرهم
لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً
فإنّهم إذا تركوهم جهلوا من الحقّ على قدر ما تركوا من هؤلاء ؛ فإنّ للحقّ فى كلّ موجود وجها يعرفه من عرفه و يجهله من جهله . يعنى گفتند قوم نوح از روى مكر تا نوح بر ايشان دعا كند مگذاريد آلهه خود را كه آن « ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر » است از آنكه هويت حق ظاهر است در ايشان چنان كه در غير ايشان ظاهر است . پس اگر ترك آن آلهه كنند ، ندانسته باشند از مظاهر حق به قدر آنچه ترك كرده باشند ، چه حق را در هر معبودى و موجودى وجهى است . بيت :
كه آن وجه باقى نگردد هلاك * هلاكت كجا ره برد سوى پاك
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 273 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى