آنچه ممكن الرؤية باشد كما
قال صلّى اللّه عليه و سلّم : « سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر »
يعنى خواهيد ديدن پروردگار خود را چنان كه قمر را در ليلهء بدر مىبينيد . پس تشبيه به قمر از براى تنبيه بر آن معنى است كه به تقديم رسيد . شعر :
آنجا كه منزه بود از صورت يار * كى ديده ز ديدار شود برخوردار
چون جلوهء حسن خويش خواهد دلدار * در كسوت اين و آن نمايد ديدار
و هركه از شما بشناسد كه در مرآت ذات مشاهدهء خويش كرده است عارف به حقيقت اوست ؛ و آن ديگرى عارف كامل نيست اگرچه اهل كشف و شهود است چنان كه در فص شيثيّه گذشت . و از براى فرق در ميان بينندگان بعضى را عالم خوانند و بعضى را غير عالم ، بيت :
گر دوست به حال عاشقان پردازد * وز ذات خود آينهء عاشق سازد
جز چهرهء خود كجا تواند ديدن * ناظر چو در آئينه نظر اندازد
و ولده و هو ما أنتجه لهم نظرهم الفكرىّ . و الأمر موقوف علمه على المشاهدة بعيد عن نتائج الفكر
إِلَّا خَساراً
اشارت است به نكاتى كه آيت كريمه
لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً
مشتمل است بر آن ، يعنى نوح عليه السلام فرمود :
رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي
، پروردگارا قوم بر من عاصى شدند و آنچه موجب مشاهده و عيان است از من قبول نساختند و به اتباع عقول و نظر فكرى خويش پرداختند ، لاجرم مال او كه علوم عقليه است به ولدش كه نتائج حاصله است از تركيب قياسات عقليه ايشان را جز سبب زيادتى خسران نگشت ؛ و غير از واسطهء ضياع راس المال عمر و استعداد نيامد . بيت :
عمر در محمول و در موضوع رفت * بىبصيرت جمله در مسموع رفت
هر دليلى بىنتيجه بىاثر * باطل آمد در نتيجهء خود نگر
جز به مصنوعى نديدى صانعى * بر قياس اقترانى قانعى