مطلق - و مغفرت ستر و اخفاست چون به مقصود او راه بردند اجابت دعوتش كردند به مثل آنچه ايشان را بدان خوانده بود از ستر . پس اصابع در آذان خويش كردند ، يعنى قبول دعوت او به طريق قول به سمع و طاعت نكردند . و
اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
و روى و سر در جامهها پيچيدند يعنى طلب استتار به ثياب وجودات و حجب انيات و استتار صفات به تقديم ( و حجب استار صفات به تقديم - خ ) رسانيدند ؛ تا غيرت حق به قطع حبايل غيريت پردازد ، و ايشان را از قيود وجودات متوهمه فانى سازد . بيت :
ذاتشان در ذات خود پنهان كند * و آنچه اندر وهم نايد آن كند .
غيرتش آتش درين عالم زند * كاروبارِ غير را بر هم زند
و استتار قوم به ثياب معهوده از براى قصور فهم باشد از آنچه نوح عليه السلام بدان اشارت فرمود يا از براى استهزا بود بعد از فهم مقصود .
ففى
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
إثبات المثل و نفيه ، و لهذا ( و بهذا - خ ) قال عن نفسه صلى اللّه عليه و سلّم : أنّه أوتى جوامع الكلم فما دعا محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم قومه ليلا و نهارا بل دعاهم ليلا فى نهار ، و نهارا فى ليل .
يعنى حضرت إلهى از براى حبيب جناب پادشاهى عليه من الصّلوات ما يضيق عنها نطاق التّناهى جمع كرد در قول
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
در ميان اثبات مثل و نفى آن ؛ و به سبب اين جمع در ميان تنزيه و تشبيه
رسول عليه السلام فرمود : « اوتيت جوامع الكلم »
يعنى داده شدهام جميع معارف و حقائق را و از براى اين قرآن جامع آمد جميع معانى را كه در كتب انبيا عليهم السلام منزل است . پس نبى ما عليه السلام قوم خود را دعوت كرد « ليلا فى نهار و نهارا فى ليل » يعنى به سوى ظاهر در عين باطن ؛ و به سوى باطن در عين ظاهر ؛ و به سوى وحدت در عين كثرت ؛ و به سوى كثرت در عين وحدت و ليلا و نهارا دعوت كرد ؛ يعنى به سوى غيب و وحدت تنها و به سوى شهادت و كثرت تنها نخواند .
فقال نوح فى حكمته لقومه :
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
و هى المعارف