العقليّة فى المعانى و النّظر الاعتبارى ،
وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ
أى بما يميل بكم إليه فإذا مال بكم إليه رأيتم صورتكم فيه .
ببايد دانست كه « سما » در حقيقت عالم ارواح « و ارض » عالم اشباح ؛ و فايض نمىگردد از عالم ارواح مگر انوار ملكوتيه و معارف عقليه كه موجب كشف و يقين ؛ تا پيوسته بدانچه به حصول پيوسته به حكم
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
، استدلال به سائر انوار و اسرار توانند كرد ؛ و ايمان به حق و كمالاتش و بدانچه فايض مىگردد بر ايشان از آياتش توانند آورد . پس چون امر برين منوال بود نوح عليه السلام به حكمت دعوت اشارت فرمود و در مخاطبه قوم گفت :
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
يعنى حق سبحانه ارسال مىفرمايد بر شما از آسمان ارواح معارف عقليه و علوم حقيقيه ، و عطا مىدهد شما را نظر اعتبارى در اشيا تا استدلال توانيد كرد به وجود خود بر وجود حق ، و به وحدت خويش بر وحدت او ، و به ذات خود بر ذاتش ، و به آنچه در عالم شهادت است از موجودات و كمالات بر آنچه در عالم غيب است از عقول و نفوس و كمالات ايشان ،
وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ
يعنى شما را امداد مىنمايد به تجلّيات حبيّه و جواذب جماليّه ؛ تا جذب كند شما را به حضرت سبحانى و ايصال كند به مقام فنا در ذات ربّانى ؛ و تجلّى كند مر شما را به تجلّى ذاتى ، و از بصر بصيرت شما بردارد غشاوهء كثرت اسمائى و صفاتى ؛ و در اوان اين تجلى مشاهده كنند اعيان خود را در مرآت حقّ ، و مطالعه كنند ذات خود را در نور جمال مطلق . بيت :
چو آئينه ز ذات حق گزينند * جمال خود در آن آئينه بينند
فمن تخيّل منكم أنّه رآه فما عرف ، و من عرف منكم أنّه رأى نفسه فهو العارف .
فلهذا انقسم النّاس إلى عالم و غير عالم .
يعنى بعد از ديدن صورت خويش در مرآت حق هركه از شما تخيّل كند كه حق را ديده است ، او را نشناخته است . از براى آنكه ذات از حيثيت اوئى او ممكن نيست كه ديده شود ؛ بلكه حصول رؤيت او عند التنزّل و تجلّى است به كسوت