سنيّه ايشاناند . آرى ، بيت :
اگر نام تو گويم ور نگويم * مراد از جمله گفتارم تو باشى
و علم أنّهم أنّما لم يجيبوا دعوته لما فيها من الفرقان ، و الأمر قرآن لا فرقان .
يعنى نوح عليه السلام دانست كه عدم اجابت امت دعوت او را به قول از براى اشتمال دعوت اوست به فرق در ميان حق و خلق ؛ يا در ميان تنزيه و تشبيه .
و كمال تامّ قرآن است يعنى جمع بينهما ؛ نه فرقان . و اين مقام نوح نبود و إلّا به روى واجب بودى آوردن قرآن جامع در ميان تنزيه و تشبيه تا سبب ايمان ايشان شدى ، چه سعى و اجتهاد بر انبيا بر هرچه قادرند واجب است .
و من أقيم فى القرآن لا يصغى إلى الفرقان .
يعنى هرك را اقامت در مقام جمع ميان تنزيه و تشبيه دست داده باشد چون رسول ما عليه السلام ، هرآينه گوش به قول فرقان محض ننهد ؛ خواه تنزيه باشد تنها چون قول نوح ؛ و خواه تشبيه چون حال قومش .
و إن كان فيه فإنّ القرآن يتضمن الفرقان و الفرقان لا يتضمّن القرآن .
يعنى اگرچه فرقان حاصل مىشود ( حاصل است - خ ) در قرآن ، چه قرآن از آن روى كه « مقام جمع » است متضمن است فرقان را كه « مقام تفصيل » است پس صاحب قرآن جامع احكام فرقان باشد از تنزيه و تشبيه دون العكس .
و لهذا ما اختصّ بالقرآن إلّا محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم و هذه الأمّة الّتى هى خير أمّة أخرجت للنّاس .
يعنى از آن جهت كه مقام قرآن جمعى در ميان تنزيه و تشبيه اكملست از مقام هريكى ازين دو ، به مقام قرآنى مختص نگشت مگر محمد عليه السلام ، از آنكه مظهر « اسم اعظم » است جامع جميع اسماست . پس مقام جمع او راست به اصالت ؛ و امت او را كه خير امتاند به تبعيت ( به طريق تبعيّت - خ ) .
فقال ليس كمثله شىء فجمع الأمرين فى أمر واحد .
يعنى از جهت اختصاص محمد به مقام جمعى
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
گفت .