تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
إلى اللّه فلا يجاب فإذا قبضه اللّه و قبض مؤمنى زمانه بقى من بقى مثل البهائم لا يحلّون حلالا و لا يحرّمون حراما ، يتصرّفون به حكم الطّبيعة شهوة مجرّدة عن العقل و الشّرع فعليهم تقوم الساعة . و آخر مولودى كه متولد شود از نوع انسانى حامل اسرار شيث باشد ؛ و بعد ازو ولدى نباشد . و خواهر او پيش ازو متولد شود و او در عقب خواهر خود چنان كه سر او نزد قدم خواهر او باشد . و مولد او در چين باشد و لغت او لغت اهل چين باشد و بعد از ولادت او مردم عقيم باشند و نكاح بسيار شود بىولادت . و او مردم را به حق دعوت كند و اجابت نكنند ، پس چون حق تعالى او را و مؤمنان عصر او را قبض كند آنچه باقى ماند از مردم مثل بهائم باشند حلال را حلال و حرام را حرام ندارند و تصرف به حكم طبيعت كنند مجرد از عقل و شرع و قيامت بر ايشان قائم شود . و چون ترجمه لفظ متن كرده شد ببايد دانست كه شيخ قدس اللّه سره درين فص چون به بيان مرتبه مبدئيّت قيام نمود و مرتبهء ختم مثل مرتبهء مبدئيّت است و دنيا در نزد اهل حقيقت متناهى ، در آخر فص اشتغال نمود به ذكر آنكه ختم بدوست و الماع كرد بعضى شئون خاتم را از كيفيت ولادت و مولدش و از حامل بودن او اسرارى را كه اختصاص دارد به شيث عليه السلام . و در فتوحات آورده است كه دنيا را بدايتى و نهايتى كه آن ختم اوست قضاى حق سبحانه و تعالى بر آن نهج واقع شده . و هرچه در دنياست آن را نيز بدوى و ختامى باشد . پس يكى از جمله آنچه در دنياست تنزيل شرايع بود ؛ لاجرم ختم تنزيل به شرع محمد شد صلى اللّه عليه و سلم . و از جمله آنچه در دنياست « ولايت عامه است » و به دو او به آدم بود و ختم به عيسى عليه السلام ؛ پس ختم مضاهى به دو آمد . كما قال تعالى :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ
. و آنچه برين معنى دلالت مىكند در كلام شيخ بسيارست و تصريحات دارد بدين معنى كه خاتم ولايت عامه عيسى است