تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
است شامله مر جميع ممتنعات را ، پس اين حضرات خزائن مفاتيح غيب حق‌اند ، لاجرم حضرت امكان خزينه است كه طلب مىكند آنچه در وى است از اعيان ثابته كه بيرون آيند از وجود علمى به وجود عينى ، تا محل « ولايت اسماى حسنى » باشند . و اين اعيان ثابته عبارت باشد از ممكنات ؛ و حضرت امتناع خزينه است كه طلب مىكند آنچه در وى است از اعيان بقا را در غيب حق و علم او ، و عدم ظهور را به وجود خارجى ، و اسم ظاهر را بر اين اعيان سببى نيست . و ممتنعات عبارت است ازين اعيان ، و حضرت وجوب خزينه‌ايست كه طلب مىكند آنچه در وى است اتصاف را به وجود علمى و عينى ازلا و ابدا ؛ و آن واجب بالذات است يا بالغير . و همه ممكنات شئون حق است در غيب ذات و اسماى او و وقوع « اسم غيريت » بر وى به واسطهء تعيّن است ، و احتياج به حسب عوالمش و به حسب طريان صور بر وى . پس ظاهر شد برين تحقيق فرق در ميان وجوب بالغير و امكان ، از آنكه وجوب بالغير بعد از اتصاف به وجود عينى است و امكان ثابت قبله و بعده . و اين تفصيل را على طريق اليقين نمىداند مگر آنكه حق بر وى منكشف شود و عارف مراتب وجود باشد و ايشان « علماء باللّه » اند خاصه . و هركه دريابد آنچه به تحقيق پيوست و اشارت بدان لاحق شد ، هرآينه در دل خويش اسرارى مشاهده كند كه همه عوالم از ظهور او پرانوار گردد و هركه استعداد او وفا نكند به ادراك حق ، معاف است و معذور .
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
.
اين شنيدى موبه‌مويت گوش باد * آب حيوان است خوردى نوش باد آب حيوان خوان مخوان اين را سخن * جان نو بين در تن حرف كهن
و على قدم شيث يكون آخر مولود يولد من هذا النّوع الإنسانىّ . و هو حامل أسراره ، و ليس بعده ولد فى هذا النّوع . فهو خاتم الأولاد ، و تولد معه أخت له فتخرج قبله و يخرج بعدها و يكون رأسه عند رجليها و يكون مولده بالصّين و لغته لغة بلده و يسرى العقم فى الرّجال و النّساء فيكثر النكاح من غير ولادة و يدعوهم
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 233 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى