تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
و روح را از اول تنزلاتش تا وصول به مرتبه به موطن دنيا وى صور كثيره است به حسب مواطنى كه در اوان نزول از عبور بر آن چاره نيست و در هنگام رجوع نيز او را صور برزخيه است برحسب هيئات روحانيه و صور جنانيّه و صور جهنميّه كه اعمال صالحه و افعال قبيحه مستدعى آن است و اشارات اهل اللّه همه ناظر برين است نه بر ابدان عنصريّه ، و مانع ذكر آن مراتب على طريق التفصيل مخافت آفت تطويل است . پس رجوع به مقصود كنيم و گوئيم . انسان جامع جميع حقايق كونيّه و الهيّه است ، پس او نسخه تامّهء الهى و آينه جمال‌نماى شاهى است و هرچه در عالم كبير ربّانى است انموذج آن در عالم صغير انسانى است . و شيخ قدس سره در كتاب مسمّى به عنقاى مغرب آورده است كه : نيّت داشتم كه در كتاب تدبيرات الهيّه گاهى بايضاح و گاهى به اخفا بيان كنم كه درين نسخهء انسانيّه و نشأت روحانيّه مقام امام مهدى كه منسوب به بيت مقام طينى نبى است عليه السلام كجاست ، و مقام خاتم اوليا و طابع اصفيا كدام است از آنكه حاجت به معرفت اين دو مقام در انسان مؤكد است . پس اين كتاب را از براى معرفت اين دو مقام ساختم ؛ و باقى كلام شيخ درين باب طولى و غموضى دارد اما آنچه در اداى اين معنى به نسبت با عالم كبير و عالم صغير به تقدير عليم خبير و تيسير حكيم قدير ميسّر مىشود . آن است كه به نسبت با عالم كبير : مراد از قول شيخ كه مىفرمايد آخر مولودى كه متولد شود بر قدم شيث باشد ، آن است كه مولود آخرين ازين نوع انسانى وليى باشد حامل اسرار شيث و متصف به علومش و آخذ از حضرت الهى و اسماى نامتناهى او ، آنچه را شيث عليه السلام از مواهب و عطايا از حضرت خدا اخذ مىكرد ، و اين ولى خاتم ولايت عامه بود و جميع اوليا اولاد او باشند و بعد ازو ولدى درين نوع انسانى نباشد . و مراد از چين عجم است چنان كه در عنقاى مغرب مىگويد : خاتم از عجم است نه از عرب . و تولد اختش با او از براى آنست كه تا اختتام مشابه ابتدا [ باشد ] از آنكه خلق آدم نيز مقارن بود به خلق حوا . و شيخ حوا را اخت عيسى ساخته است درين
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 237 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى