تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
اقتضاى حقيقت آن حضرت است از براى آنكه خيال اظهار اعيان مىكند چنان كه هست يا بر صور صفاتى كه غالب است بر آن ، لاجرم برين تقدير به تعبير حاجت افتد . كما يظهر الكبير فى المرآة الصغيرة صغيرا ، و يظهر غير المستطيل و المتحرك في المستطيلة مستطيلا ، و المتحرّكة متحرّكا . و قد تعطيه انتكاس صورته من حضرة خاصّة . يعنى بدان وجه كه محل منظور فيه مؤثر است در صورت رائى چنان كه ( چنانچه - خ ) در مرآت كبير صورت خود را كبير مىبيند و در صغير صغير مشاهده مىكند و در مستطيله - چون شمشير مثلا - مستطيل ملاحظه مىنمايد ، و در مرآت متحركه - چون آب جارى - صورت خويش متحرك مىبيند و اگر در تحت قدم باشد منتكس مشاهده مىنمايد . و همچنين حضراتى كه صاحب كشف صورت را در آن مىبيند مؤثر است در صورت و به حسب اقتضاى آن حضرت تقلّب در آن صورت راه مىيابد ، پس اگر رائى در حضرت مثاليّه شخصى بيند كه انا اللّه گويد يا رائى چنين داند كه او اللّه است آن صورت عين بيننده است در عالم مثال ؛ و در قول انا اللّه صادق است به اعتبار حقيقت از آنكه او حق است ليكن نه بر صورت خود بل به صورت رائى است در محل خيال . و قد تعطيه عين ما يظهر منها فيقابل اليمين منها اليمين من الرّائى . يعنى گاهى اعطا مىكند حضرت رائى را عين آنچه ظاهر مىشود از صورتش بىتغيير ، پس يمين صورت مرئيّه در مرآت مقابل مىباشد يمين رائى را . و قد يقابل اليمين اليسار و هو الغالب فى المرايا بمنزلة العادة فى العموم . و گاه يمين مقابل يسار نمايد چنان كه در حضرت خياليّه . و بر اين نهج مشاهده در مرايا غالب است و در عموم احوال عادت شده . و چون ازين حضرت تجاوز كند عين خود را در صورت صفات خويش بيند ، يا مجرد از صور خياليه يا هم درين صور ، پس اگر قلب در مقام صدر باشد يعنى