و همه را از حق مىداند ؛ و گاهى تكلم مىكند در مقتضيات اعيان و نسبت جميع به اعيان مىنمايد . بيت :
گر جمله توئى پس اين جهان چيست * ور هيچ نيم من اين فغان چيست
هم جمله توئى و هم همه تو * آن چيز كه غير تست آن چيست
بيت اول مبيّن معنى « الأمر منا و منه » است و ثانى مقرّر « الأمر كلّه منه ابتداؤه و انتهاؤه » و خواجه نيز قدس اللّه سره در استغراق مشاهده « فيض اقدس » مىفرمايد : بيت
از تست هم انتظار و هم بذل مراد * از تست غم غمزده و شادى شاد
هرجا كه دريست بسته يا بگشاده * جز قدرت كاملت نه بست و نه گشاد
و شيخ را كلام درين هر دو مقام بسيارست ، لاجرم اگر اينجا نسبت همه امر به اعيان مىكند ، در « فصّ حكمة علية في كلمة إسماعيلية » مىفرمايد : « لا فعل للعين بل الفعل لربّها فيها فاطمأنّت العين عن أن يضاف إليها فعل » . پس كامل آن است كه داد هر دو مقام در كلام تواند داد « 1 » .
هامش
( 1 ) - يعنى كامل آنست كه ميان ايجاد و اسناد فرق بگذارد « قل كل من عند اللّه ، بحول اللّه اقوم و اقعد » .
از نگارنده رسالهاى فارسى به نام « خير الأثر در ردّ جبر و قدر » به طبع رسيده است كه امّهات مسائل مربوط به موضوع ردّ جبر و تفويض ، و اثبات امر عدل و وسط بين آن دو ، به وفق قرآن و عرفان و برهان به نحو أحسن در آن تقرير و تحرير شده است . دربند دوازدهم « دفتر دل » به نحو اشاره گفتهايم :نه جبر محض و نى صرف قدر هست * وراى آن دو امرى معتبر هست
لأن الباطل كان زهوقا * كلام كان فيهما صدوقا
كه هم جبر است و هم تفويض باطل * بل امر بين الأمرين است حاصل
چه هر دو واحد العيناند و احول * نبيند چشم احول جز محوّل
ولى جبرى ز يك چشم چپ راست * كه يك چشم چپ چپ مر قدر راست-