وجود عينى ، و تعلق او به مزاج عنصرى از آنكه ظهور تام اعيان را در عالم حس تواند بود ؛ و همچنين باقى كمالات كه در اعيان بالقوه هست ظاهر نمىشود بالفعل مگر بعد از تحقق نفس در خارج و تعلق او به بدن . و چون تركيب عنصرى غالبا در اول امر سبب حجاب و غفلت است از كمال حقيقى در بعضى ازمان چون سن صبى تا بلوغ حقيقى ؛ و اين نيز به عينه سبب ظهور كمالات و معارف است ، شيخ قدس اللّه سره فرمود :
فهو من حيث حقيقته و رتبته عالم بذلك كلّه بعينه ، من حيث ما هو جاهل به من جهة تركيبه العنصرىّ .
يعنى اين كاملى كه جميع ارواح را مدد ( ممدّ - خ ) از روح اوست ، از روى حقيقت و رتبتش مىداند كه همه ارواح استمداد ازو مىكنند و او در علوم و كمالات طريق امداد مسلوك مىدارد ؛ و او بعينه از روى تركيب عنصرى جاهل است بدين استمداد و امداد .
فهو العالم الجاهل ؛ فيقبل الاتصاف بالأضداد كما يقبل ( قبل - خ ) الأصل الاتّصاف بذلك ، كالجليل و الجميل و الظاهر و الباطن و الأوّل و الآخر .
پس او متصف باشد به علم و جهل لاجرم قابل اتصاف باشد به اضداد ؛ و در يك مقام به دو اعتبار از حيثيت اتصاف به صفات كونيّه ، و اما از حيثيت اتصاف به صفت الهيّه اعتبار يكى است چنان كه مبيّن خواهد شد پس كامل قابل اتصاف است به اضداد چنان كه اصلش كه حضرت الهيّت است از آنكه حضرت الهيّه حضرت اسما و صفات جلاليّه و جماليّه است و موصوف به ظاهر و باطن و اوّل و آخر ، به خلاف حضرت احديّت كه درين حضرت به وجهى از وجوه مجال كثرت نيست .
و اصل بودن حضرت الهيّه مر كامل را مبنى بر آن است كه اين كامل مخلوق به صورت اوست ؛ و شيخ قدس اللّه روحه در فصل اول از اجوبهء امام محمد بن على ترمذي قدس اللّه سره مىگويد كه :
اما آنچه معرفت ذوقيّه اعطاى آن مىكند آن است كه حق ظاهر است از آنجا كه
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص٢٢٠