گرچه اى دوست رهنماى منى * دشمن جان مبتلاى منى
گاه دفع بلاى من از تست * گاه سرمايه بلاى منى
از تو يابم دواى هر دردى * گرچه تو درد بىدواى منى
گاه از خزائن يعطى من يشاء گنج بر مفلسان پاشى ، و گاه بهوسيله « اقرضوا اللّه » سائل هم تو باشى . بيت :
چه پادشاست كه از خاك پادشا سازد * براى يك دو گدا خويشتن گدا سازد
به اقرضوا للّه كديه كند چو مسكينان * كه تا ترا بدهد مال و متكا سازد
و أمّا المنح الأسمائية فاعلم أنّ منح اللّه تعالى خلقه رحمة منه بهم ، و هى كلّها من الأسماء فامّا رحمة خالصة كالطيّب من الرّزق اللّذيذ فى الدّنيا الخالص يوم القيمة ، و يعطى ذلك الاسم الرّحمن فهو عطاء رحمانى ، و إمّا رحمة ممتزجة كشرب الدّواء الكره الّذى يعقب شربه الرّاحة ، و هى عطاء الهى فإنّ العطايا الإلهيّة لا يمكن إطلاق عطائه منه من غير أن يكون على يدى سادن من سدنة الأسماء .
چون شيخ قدس اللّه سره فارق از تقرير تجليّات ذاتيّه شد و از بيان آنچه كلام بدان منجر شد شروع كرد در تقرير تجلّيات اسمائيّه و منح و عطاياى آن و گفت بدانكه عطاى حق خلق را رحمت است ازو ايشان را يعنى منح و عطايا فايض نمىشود مگر از حضرت الهيّه كه مشتمل است ذات و صفات را اما نه از حيثيت ذات بلكه از حيثيت اسما و صفات و آنچه اول فايض مىشود رحمت وجود است و حيات بعد از آن هرچه تابع اين هر دو باشد از اعطيات و اين بر سه قسم است :
قسمى رحمت خالصه باشد به حسب ظاهر و باطن ، و قسمى ديگر رحمت ممتزجه باشد و اين يا در ظاهر رحمت باشد و در باطن نقمت يا به عكس اين كما
قال أمير المؤمنين كرّم اللّه وجهه : « سبحان من اتّسعت رحمته لأوليائه فى شدّة نقمته و اشتدّت نقمته لأعدائه فى سعة رحمته »
. اوّل چون رزق لذيذ حلال طيب در دنيا و علوم و معارف نافعه در آخرت ، و دوم چون اشيائى كه ملايم طبيعت باشد