تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
و فى هذا الحال الخاصّ تقدّم على الأسماء الإلهيّة ، فإنّ الرّحمن ما يشفع ( ما شفع - خ ) عند المنتقم فى أهل البلاء إلّا بعد شفاعة الشّافعين ففاز محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم بالسّيادة فى هذا المقام الخاصّ فمن فهم المراتب و المقامات لم يعسره قبول مثل هذا الكلام . و در اين حال خاص يعنى در حال شفاعت ثابت شد تقدم او بر اسماى الهيّه از آنكه « رحمن » در باب اهل بلا شفاعت نمىكند نزد منتقم مگر بعد از شفاعت شافعين . پس فوز به سيادت در مقام شفاعت خاصّه محمّد باشد عليه السلام . و درين كلام اشارت است بدانچه در حديث آمده است كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فتح باب شفاعت كند و آخر شفاعت‌كننده « ارحم الراحمين » باشد . پس هر كه فهم كند و اطلاع يابد بر احديّت ذات ظاهره در مراتب متكثّره و واقف باشد بدين معنى كه هر موجود را سيادتيست در مرتبه‌اش چنان كه هراسم را سلطنتى است بر آنچه اين اسم به دو متعلق است ، دشوار نيايد برو قبول مثل اين كلام ، نمىبينى كه « رحمن » با آنكه اسمى است جامع اسماء قال اللّه تعالى :
ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
با چنين حيطهء تامّه شفاعت مىكند نزد « منتقم » كه يكى از سدنه اوست بعد از شفاعت شافعين ؛ و اين تأخير موجب نقص نيست . و سرّ اين آن است كه « رحمن » جامع اسماى الهيّه است و از جمله آن اسما « منتقم » است ، پس هم « رحمن » است كه در قيامت به صفت انتقام ظاهر مىشود و « منتقم » مىگردد چنان‌كه در مقامات ديگر از مواطن دنياويّه و اخراويه به صفت رحمت مفهومه از ظاهر اسمش متجلّى مىشود و لهذا قال تعالى حكاية عن ابراهيم عليه السلام :
يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا
. پس بدين شفاعت ظاهر شد سرّ اوّليّت در آخريّت ، پس « منتقم و رحمن » اوست و معذّب و شفيع اهل عصيان او ، لاجرم بعضى واقفان راز هنگام عرض نياز در مخاطبه او بازگويند . بيت :